گفت و گو از: محمدرضا مانی فر
چکیده
حفظ و جذب مخاطب دغدغه اصلی دستاندرکاران و کارگزاران رادیو در فضای رقابتی امروز رسانه هاست. رادیو رسانهای است که به نظر میرسد با توجه به ظهور رقبای تازه نفس و نوپا برای بقا و حفظ جایگاه راه دشواری در پیشرو داشته باشد. در این میان، اگر سیاستگذاران و برنامهریزان رادیو نتوانند اقتضائات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه را به خوبی شناسایی کرده، در قبال آن راهکارهای نوین و بدیع برگزینند بیشک حیات این رسانه با مخاطره جدی مواجه می شود.
واژگان کلیدی: رادیو، مخاطب، محتوا، فرم، رادیوی محلی، رادیو البرز.
• در آغاز گفت و گو بی مناسبت نیست که مختصری به چگونگی ورود و حوزههای فعالیت خود در مجموعه رادیو اشاره کنید.
من در سال 1373 در مرکز اصفهان به عنوان تهیهکننده شروع به کار کردم. دوره آموزشی بدو خدمت را در مرکز خلیج فارس و ادامه آن را در مرکز اصفهان گذراندم. اواخر سال 1373 برای ادامه تحصیل به تهران آمدم و با دکتر حسن خجسته، معاون سابق صدا و مدیر وقت رادیو استان، ملاقاتی داشتم. از آن زمان در رادیو استان دیروز و رادیو تهران امروز به عنوان سردبیر، نویسنده و تهیهکننده برنامههای مختلف شروع به کار و فعالیت کردم. اواخر سال 1376 بود که به عنوان مدیر گروه دانش رادیو تهران منصوب شدم. سال 1382 همزمان با تغییراتی که در تشکیلات داخلی رادیو تهران بهوجود آمد، گروههای برنامهساز به دو گروه تقلیل پیدا کردند و مدیریت یکی از بخشهای طرح و تولید رادیو تهران، یعنی بخش عصرگاهی آن از ساعت دوازده ظهر تا دوازده شب برعهده بنده گذاشته شد. بعد از آن نیز از اواخر سال 1383 به کرج آمدم و در اینجا به عنوان مدیر رادیو البرز مشغول بهکار شدم.
• مروری گذرا بر پیشینه فعالیت های شما نشانگر آن است که برنامه سازی و برنامه ریزی در رادیوهای شهری و محلی تهران و کرج بخشی عمده از سابقه فعالیت های شما را دربرگرفته است. با چنین پیشینه ای از فعالیت، می خواهم نخستین پرسش خود را اینگونه طرح کنم که شما چه تصوری از مخاطبان هدف رادیو؛ بهویژه مخاطبان هدف رادیوهای شهری و محلی درحال حاضر دارید؟
اگر بخواهیم به تقسیمبندیهای متداولی که در رادیوهاست رجوع کنیم میبینیم در هر زمان پژوهشگری آمده است و بنا به دیدگاه و کار پژوهشی خود، تقسیمبندی خاصی درباره مخاطبان انجام داده است. در نگاه کلی، مخاطبان رسانهای مثل رادیو جمعیت متفاوت و در واقع گروههای متکثر در جامعه را تشکیل میدهند. این یعنی اینکه به تعداد افراد مختلف دیدگاههای مختلفی هم وجود دارد. بهخاطر ویژگیهایی که رادیو دارد، نمیتوانیم خیلی دقیق در هیچ رادیویی مخاطبان خود را انتخاب کنیم؛ مگر در رادیوها و برنامههای تخصصی. این نوع رادیوها و برنامه ها با توجه به مضامین و مفاهیمی که ارایه میدهند و محتوایی که میسازند مخاطبان خاصی را برای خود تعریف میکنند. البته رادیوهای محلی در فضای متفاوتی کار میکنند. رادیوهای محلی رادیوهایی هستند که میتوانند با مخاطب خود در یک فضای متجانس جغرافیایی زندگی کنند. از این رو، بسیار به مخاطبان خود نزدیک هستند. شما در رادیوهای محلی نیازهای جزیی مخاطبان خود را به شکلی مورد بررسی قرار میدهید و بر اساس آن برنامهریزی میکنید. این نیازهای جزیی عمدهترین دغدغه کسانی است که در رادیوهای محلی کار میکنند. در همین فضاست که شما میتوانید تعریفی متفاوتی از کار خود برای جذب مخاطب بیشتر ارایه دهید...
• به نظر می رسد شما به عنوان مدیر ارشد رادیویی محلی باید بیشتر در پی آن باشید که ایستگاه رادیویی خود را از دریچه ذهن مخاطبان هدف بشنوید تا به دغدغه ها و نیازهای آنها دست یابید...
لازم است اول این نکته را عرض کنم که ما با توجه به خلأیی که حوزه رسانه در این قسمت از استان تهران داشت، تعریف مخاطب هدف رادیو البرز را کمی تغییر دادهایم. با نظر معاون وقت صدا، آقای دکتر خجسته، سعی کردیم علاوه بر شهرستان کرج، چهار شهرستان دیگر در غرب استان تهران را نیز پوشش دهیم. درخصوص سؤال شما هم باید بگویم فردی که در رسانه کار میکند اگر خود را به طور مداوم در فضای انتقال پیام از ارسالکننده به گیرنده و در مسیر بازخورد برنامههای رادیویی قرار ندهد، نمیتواند برنامهریزی دقیقی برای رسانه به طور اعم و رادیو به طور اخص داشته باشد و به طور حتم با مشکل روبهرو میشود. یکی از کارهایی که ما بر این مبنا درنظرگرفتهایم، راهاندازی کانون شنوندگان به عنوان محیط واسط بین مردم و رادیوست. با توجه به اینکه کانون فضای فیزیکی مجزایی از رادیو دارد و مردم میتوانند به سهولت به آنجا مراجعه کنند، ما جلسات نقد برنامهها را در آنجا انجام میدهیم. برای اینکه بین خود و مخاطب مان حسی مشترک به وجود آوریم. سعی میکنیم براساس همین شکل، تعریفی از نحوه تولید برنامههای مان داشته باشیم. یکی از ویژگیهایی که ممکن است رادیو را در پیوند با مخاطبانش دچار مشکل کند آن است که رادیو همیشه ارسالکننده پیام و صحبتکننده است و طرف مقابل گیرنده است بدون آن که بتواند تغییری در داخل برنامه بهوجود آورد. درست است که ما تلفن و گزارش داریم ولی اینها اکثرا در موقعیتی در اختیار مخاطب قرار میگیرد که او نمیتواند نقش فعالی در برنامه داشته باشد. در اکثر مواقع به تبع فضای برنامه تنها پیام و نظر مخاطب اعلام میشود. ما در رادیو البرز سعی بسیار داریم که برنامههای تعاملی با شنوندگان مان را توسعه دهیم. الان چندین برنامه داریم که بخشهای اعظم آنها به وسیله خود شنوندگان ما اجرا میشود. جالب آنکه در هر برنامهای این افراد تغییر میکنند. تلاش داریم که فضایی بیش از پیش تعاملی میان رادیو و مخاطب ایجاد کنیم تا همانقدر که ما در تولید برنامه ها سهم داریم، شنوندگان ما هم در تولید برنامه ها سهم داشته باشند. کسانی که در یک موقعیت به آنها بهصورت مخاطب نگاه میکردیم در حال حاضر خودشان در فرایند تولید پیام دارای نقش جدی شدهاند. ما درحال حاضر برنامههایی را تولید و پخش میکنیم که شنوندگان خود بخشهای نویسندگی، گویندگی، گزارشگری و حتی انتخاب موسیقی را انجام میدهند. فقط بخش فنی، ضبط و ادیت برنامه برعهده ماست، اما کل برنامه را مخاطب میسازد. به نظر من اگر امروز رادیو میخواهد در جذب مخاطبان بیشتر مؤفق باشد باید تعریفی مجدد از حوزه کاری خود بکند و نگاه متفاوتی نسبت به قبل داشته باشد. ما در گذشته کمتر با حوزههای رقابتی رسانه برای جذب مخاطب مواجه بودیم. اما الان اینطور نیست. اگر بخواهیم با همان ذهنیات قبلی به کار رادیو نگاه کنیم، قطعا شکست میخوریم و باید عقبنشینی کنیم. الان رسانههایی به وجود آمده اند که میتوانند بعضی از نقاط ضعف رادیو را اصلاح کنند و رادیو هم متقابلاً یک سری سرویس به آنها بدهد. فضاهای مجازی و اینترنت یکی از این زمینههاست. خوشبختانه کارهای خوبی در رادیوی ما صورت گرفته است. شاید یکی از دلایلی که رادیوی ما در چند سال گذشته روند رو به رشد خوبی را شاهد بوده است در این است که دیدگاه علمی به فرآیند تولید و پخش درحال رشد و گسترش است. از سوی دیگر، حضور و پیوند رادیو با هنرهای دراماتیک و تئاتر خیلی جدیتر از گذشته شده است و در واقع ما از ظرفیت رسانه های دیگر بهرهمند میشویم و متقابلاً دیگر رسانهها نیز میتوانند از توان رادیو بهره لازم را ببرند. من فکر میکنم رسانههای ما در یک فضای اینچنینی میتوانند با هم رشد کنند. از این روست که نباید رسانه ای را غالب و دیگر رسانه ای را مغلوب قلمداد کنیم.
• اگر بخواهیم طیفی را درنظر بگیریم که سویی از آن متوجه محتواگرایان و سویی دیگر از آن متوجه فرم گرایان در رادیو باشد، شما با پیشینه فعالیت خود در کدامین سو از چنین طیف پیشنهادی قرار می گیرید؟
ما هیچگاه نمیتوانیم مصالح و نیازهای مخاطبان را درنظرنگیریم و صرفا به سمت قالبها برویم. از آن طرف هم اگر از فرمهای جدید برای ارایه پیام استفاده نکنیم، حتما در کار محتواسازی و ایفای وظیفه اصلیمان دچار مشکل میشویم. من فکر میکنم که اشتباهی کوچک در این قضیه وجود دارد. ما میتوانیم هر دوی اینها را در کنار هم داشته باشیم و این دو مغایر یکدیگر نیستند. به نظر میرسد که ما باید محتوا و مصالح را در قالب مورد پسند و مورد علاقه شنوندگان قرار و به آنها تحویل دهیم. شنوندگان ما در اکثر مواقع با بخش عمده محتوای برنامهها مشکلی ندارند. مشکل اساسی وقتی به وجود میآید که ما یک محتوای خوب را در یک ظرف نامناسب تقدیم شنوندگان میکنیم. در واقع، رادیوی ما، که رادیویی محتواگراست، اگر بتواند محتوا را در قالب و فرم مناسب تعریف کند و در اختیار مخاطبان قرار دهد میتواند به مؤفقیت خود امیدوار باشد.
• بگذارید برای تبیین هرچه بیشتر پرسش پیشین نقبی به تجربه گذشته شما در مجموعه رادیو بزنم: شما زمانی مدیر گروه دانش رادیو تهران بودید. گروهی برنامه ساز که به ظاهر گروهی محتواگرا به شمار می آید. برای دستیابی به تعادل میان محتوا و فرم در چنین گروهی برنامه ساز چه تدابیری مورد توجه شما قرار گرفت؟
من و همکارانم در گروه دانش رادیو تهران سعی بسیار میکردیم که در بحثهای مان جنبههای هنری نیز مورد توجه قرارگیرد. به طور کلی، از یک سو قالبها و فرمهای مختلف را مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار میدادیم و از سوی دیگر، نقد از درون را در داخل گروه برقرار می کردیم. همکاران ما مدام کارهای شان را ارزیابی میکردند. همیشه سعی میکردیم توازنی میان فرم و محتوا به وجود بیاوریم. البته اکثر همکاران در رادیو نیز همین کار را میکنند، ولی بعضی وقتها دچار افراط و تفریط میشویم. به طوری که در یک مسأله فقط به محتوا میپردازیم و در مسأله ای دیگر تنها به فرم.
• به رادیو البرز بازگردیم: به نظر شما، هنگامی که از رادیو البرز سخن به میان می آید مخاطب هدف رادیو البرز، این ایستگاه رادیویی را با چه ویژگیهایی میشناسد؟ آیا چنین ویژگی هایی توانسته اند به ایجاد تمایز و ساخت هویتی منحصربه فرد برای رادیو البرز در نزد مخاطبان هدف بینجامند؟
بحث هویتسازی در رادیوهای محلی برای مخاطبان هدف بسیار مهم است. رادیویی که ما در آن کار میکنیم یک نمونه ویژه و منحصربه فرد در کل کشور است. در منطقهای که افراد مهاجر غالب جمعیت هستند، شما یک ساختار هویتی خاص را نمیتوانید تشخیص دهید. در مقام مقایسه، وقتی وارد استانی مثل استان اصفهان میشوید جمعیت از نظر فرهنگی، یک فضای نسبتاً همگون را به شما نشان میدهد و همین موضوع کار را برای اهالی رسانه سادهتر میکند. حال در غرب استان تهران که شامل کرج، شهریار، رباط کریم، هشتگرد و نظرآباد میشود و غالب مردم مهاجر هستند، به طوری که بیش از 70 درصد جمعیت مهاجر هستند، همین موضوع کار ما را خیلی پیچیدهتر میکند. ولی در همین فضای فرهنگی ناهمگون اکثر شنوندگان رادیو البرز این رادیو را با عناوینی نظیر رادیوی خودمانی و یا رادیوی مردمی البرز مورد خطاب قرار میدهند که بهنظر من حاکی از میزان اعتماد و اطمینان مردم به این رسانه است.
• فرآیند برنامه ریزی و برنامه سازی در رادیو البرز که خود را در روند تبدیل تدریجی ایده تا عمل به نمایش می گذارد تا چه اندازه با توجه به ویژگی های ذاتی رادیو انعطافپذیر، چالاک و متناسب با کارکرد این رادیوی محلی است؟
به طور طبیعی، با توجه به امکانات موجود و نیروی انسانی جوانی که در این مجموعه مشغول به کار هستند مشکلاتی در این بخش وجود دارد. ولی خوشبختانه همکاران با سرعت بسیار بالا و تلاش جدی در جهت کوتاه کردن این مسیر گام برمیدارند. امیدوارم به زودی بتوانیم خودمان را به استانداردهای لازم برسانیم.
• رادیو البرز دارای چند گروه برنامهساز است؟
ما چهار گروه برنامهساز داریم که براساس ساعت پخش برنامههای تقسیمبندی میشوند: گروههای برنامه ساز صبحگاهی، نیمروزی، عصرگاهی و شبانگاهی.
• پاسخ شما به پرسش قبلی مرا به طرح پرسشی دیگر واداشت: شما بهتر می دانید که در رادیوهای ما به طور معمول دو ساختار متفاوت در طراحی گروه های برنامه ساز وجود دارد. برخی گروههای برنامه ساز موضوعی یا موضوع محور هستند و برخی دیگر مانند گروههای برنامه ساز رادیو البرز زمانی یا زمان محور. شما به عنوان برنامه ریزی ارشد تصور میکنید چه ویژگی هایی این دو ساختار را برای برخی رادیوها مناسب و برای برخی دیگر نامناسب می سازد؟
به نظرمن بحث تقسیمبندی بر اساس زمان با محتوا و ویژگیهای رسانههای محلی نزدیکی بیشتری دارد. دلیل آن این است که اگر ما بیاییم بر روی موضوعاتی خاص متمرکز شویم در واقع ساعتهای خاصی از جدول پخش(کنداکتور) برنامههای مان را به موضوعات خاص اختصاص داده ایم که تا حدی بسیار انعطافپذیری ما را کاهش میدهد. اما وقتی زمانبندی شده کار میکنیم چون این زمان در اختیار گروه برنامه ساز است با محتوا و موضوعات خاصی که میتواند درلحظه به آن بپردازد، قطعا بحث اطلاعرسانی هم خیلی سادهتر محقق میشود. من فکر میکنم با این ساختار انعطافپذیری رادیوهای محلی به شکلی کاملا جدی افزایش مییابد.
• آیا تحقق چنین ساختاری تنها در رادیوهای محلی امکانپذیر است؟
مسلماً خیر. به نظر میرسد ما نباید هیچ وقت قاعدهای کلی را صرفا بر اساس تجارب شخصی خود تعمیم دهیم. هر رادیویی با توجه به ظرفیتها، نوع مخاطب و رسالتی که برعهده دارد باید به طور جداگانه مورد بررسی قرارگیرد و ساختاری متناسب با آن برایش طراحی شود. البته امروزه با وجود رادیوهای تخصصی متعدد در کشور شاید به بخشی از نیازهای مخاطبان در حوزههای تخصصی پاسخ داده شده است. ما الان رادیو سلامت را داریم درحالی که پیشتر گروه علوم، فنون و دانش را داشتیم که بهطور عمومی و کلی متولی بحث سلامت بود یا رادیو تجارت را امروزه داریم که قبلا گروه اقتصاد را به جای آن داشتیم. حتی گروه معارف را در بیشتر رادیوها داشتیم که امروزه رادیو معارف را داریم. ولی در عین حال رادیوهای عمومی یک سری اقتضائاتی دارند که باید به شکلی طبیعی به تمام آن موضوعات بپردازند. رادیوهای تخصصی میتوانند این کاستی و ضعف را برای مخاطب و گروههای اجتماعی خاص که به دنبال کسب اطلاعات بیشتر هستند، جبران کنند.
• جدول پخش(کنداکتور) رادیو البرز را تا چه اندازه متناسب با اقتضائات، دغدغه ها و نیازهای مخاطبان هدف خود می دانید؟
طبیعی است که در هر ایستگاه رادیویی با توجه به وظایف تعریف شده و ویژگیهای گروه مخاطب هدف باید جدول پخشی(کنداکتوری) متناسب طراحی و تدوین شود. اما آنچه که مهم به نظر میرسد توان و پتانسیل هماهنگسازی مداوم جدول پخش(کنداکتور) با نیازهای روز، مصالح و خواست مخاطبان هدف است. به نظرمن، در وضعیت فعلی حداقل باید به این ظرفیت برسیم که جدول پخش(کنداکتور) را در هر فصل متناسب با اقتضائات به وجود آمده بازتعریف کنیم. ما باید بتوانیم در مقاطع مختلف بر اساس نیازها و علاقهمندیهای مخاطب، جدول پخش(کنداکتور) متفاوتی را طراحی و اجرا کنیم. یک رادیو برای آنکه بتواند به چنین ظرفیتی برسد نیازمند فعال بودن و فعال شدن کل کارکنان است تا دچار مشکل نشود. ما الان در رادیو البرز تقریباً هر سه تا شش ماه یکبار در برنامههای اصلیمان تغییر ایجاد میکنیم و یا حداقل ریتم آن را عوض میکنیم. اینکه ما چقدر مؤفق بودهایم نیازمند آن است که سیستمهای ارزیابی و پژوهش ما آنقدر تقویت شوند که بتوانند هر سه ماه یکبار بازخوردی کامل و جامع از وضعیت موجود را منتقل کنند. خودمان احساس میکنیم که روند رو به جلویی داریم، ولی اگر مکانیزمی برای دریافت بازخوردها نداشته باشیم و بازتابها صریح و روشن به دست ما نرسد، نمیتوانیم ارزیابی خوب و روشن از وضعیت موجود داشته باشیم.
• شما بهتر می دانید که تحقق واقعی تغییرات در یک مجموعه سازمانی به طور معمول با بازدارنده ها و موانعی گاه تعارض برانگیز مواجه میشود. شما شیوه های مدیریتی خود در رادیو البرز را تا چه اندازه در فرآیند مقابله و برون رفت از چنین وضعیتی کامیاب می دانید؟
خوشبختانه این رادیو از سال 1384 تا کنون در حوزه برنامهسازی نفرات جدیدی را پذیرفته است. ما افرادی را از بیرون به کار دعوت کرده، با همین ذهنیت پرورش داده ایم. این گروه جدید همراه با همکاران باتجربهتر آمادگی آن را دارند که در هر لحظه که از آنها درخواست شود، ایده و کار جدید ارایه دهند. یکی از جمله مؤفقیتهایی که ما در این رادیو داشتیم همین مسأله بود. همکاران ما در چند سال گذشته در جشنوارههای مختلف رادیویی امتیازهای خوبی کسب کرده اند. جالب آنکه برخی از این برنامهسازان در سال اول برنامهسازی شان بودند یا حتی شش ماه بیشتر سابقه برنامهسازی نداشتند که آمدند و اول شدند یا جزء رتبه های برگزیده قرارگرفتند. دوستانی را که از همان اول دعوت کردیم بهگونهای آموزش دادیم که خودشان را برای پذیرش هر موقعیتی آماده ببینند. دورههای آموزشی که ما برای بچههای رادیو در اینجا برگزار کرده و می کنیم در هیچ شبکه رادیویی و تلویزیونی در کل کشور با این تعداد، با این حجم و با این کیفیتی که ما درنظرگرفتهایم، برگزار نمی شود. چیزی حدود چهل هزار نفر ساعت ما در این سه یا چهارسال دوره آموزشی داشته ایم که با توجه به تعداد کارکنان ما در حوزه برنامهسازی رقمی بسیار چشمگیر است. حتی برخی مواقع دوستان از این حجم فعالیتهای آموزشی خسته میشوند. ولی با این وجود، این روند در رادیو البرز روندی مداوم و پذیرفته شده است.
• شما خود از جمله تهیهکنندگان رادیو به شمار می آیید. ساختار امروزی حضور همزمان سردبیر و تهیهکننده در رادیوهای امروز ما را تا چه اندازه کارآمد و ادامه آن را امکان پذیر و ضروری می دانید؟
خوشبختانه ما در رادیو البرز عنوانی به نام «سردبیر» در برنامه ها وجود ندارد. البته از قبل هم به همین صورت بوده است. همه مسایل رادیو البرز در تهیهکننده خلاصه میشود و همه تهیهکنندگان خود سردبیر نیز هستند. البته برخی برنامهها نیازمند آن هستند که افراد بیشتری در آن حضور داشته باشند. برنامه ای به مشاور نیاز دارد، برنامه ای دیگر به نیروی هماهنگی احتیاج دارد و ... . من تجربه خیلی خوبی از تهیهکنندگی و سردبیری جدا از یکدیگر ندارم. چنین تفکیکی در رادیوهای دیگر منجر به آن شده است که تهیهکننده گاه کاملاً در نقش ضبطکننده یا پخشکننده برنامه عمل کند که این اصلا در شأن یک تهیهکننده و منطبق با شرح وظایفی که سازمان برای او درنظرگرفته است، نیست. من فکر میکنم اصلاً نیازی به تهیهکنندگی و سردبیری جدا از یکدیگر وجود ندارد. وقتی که این دو را از هم تفکیک میکنیم مطمئناً شکستی در تصمیمگیری و ایجاد یک فکر واحد در برنامه به وجود میآید. مگر آنکه به طور استثنایی دو نفر بسیار از نظر ذهنی و اخلاقی به هم نزدیک باشند تا برنامه ای در حد قابل قبول و به خوبی تولید شود. خود من ترجیح میدهم که یک نفر تصمیمگیرنده، مسئول و پاسخگو باشد تا اینکه افراد مختلف و متعددی وارد سیستم شوند و هیچکدام هم نتوانند جوابگوی مسایل و مشکلات برنامه باشند.
• آیا چنین ایده ای را میتوان به تمام دیگر رادیوها؛ حتی رادیوهای تخصصی تعمیم داد؟
من فکر نمیکنم مشکلی وجود داشته باشد. تعریف «سردبیر» در رادیوهای مختلف به معنای فردی است که محتوا را تعیین میکند و تهیهکننده فردی است که به آن محتوا چیدمانی هنری میدهد. من فکر میکنم باید دنبال افرادی باشیم که هم محتوا را تولید کنند و هم آن را در چیدمانی هنری عرضه دارند. در رادیوهای تخصصی هم بهتر است در جاهایی که نیاز به پژوهشگر و مشاور داریم از افراد مورد نظر بهعنوان مشاور و پژوهشگر بهره ببریم، اما باید تصمیمگیرنده نهایی تهیهکننده باشد و ما نیز باید این اختیار را به او بدهیم.
• تهیهکنندگان رادیوهای ما را تا چه اندازه در پذیرش چنین جایگاه و ایفای چنین نقشی آماده می بینید؟
تهیهکنندگان رادیو البرز کاملا برای اینکار تربیت شدهاند. زیرا از ابتدا به این صورت آموزش دیدهاند و اصلا نمیتوانند قالب یک سردبیر را به خود بگیرند. رادیوهای دیگر هم باید به این سمت و سو بروند. اگر این امر به وقوع نپیوندد به زودی شاهد تهیهکنندگانی خواهیم بود که بسیار تنبل هستند و هنرشان تنها این است که کیف CD داشته باشند و به داخل استودیو بیایند و برنامهای را که شخصی دیگر کلیه اجزای آن را ساخته با کمک صدابردار به روی آنتن ببرند که البته با این سیستمهای دیجیتالی آشیو که به صورت متمرکز تعریف شده است دیگر به آن کیف CD هم نیازی نیست و یک صدابردار خوش ذوق به تنهایی میتواند کار چنین تهیه کننده ای را انجام دهد. اینجاست که از تهیهکننده تنها یک عنوان شغلی زاید بر جای می ماند.
• برنامهریزان و برنامهسازان امروز رادیوهای ما را تا چه اندازه توانا به شناخت، درک و به کارگیری استعدادها و ظرفیت های منحصربه فرد رادیو در جذب و حفظ مخاطبان هدف خود می بینید؟
شما در دل این پرسش به یک ضعف ساختاری در سازمان صداوسیما اشاره میکنید و آن هم بحث آموزش است؛ آموزش چه در حوزه برنامهسازی و چه در حوزه مدیریت. اگر میبینید افرادی هستند که ظرفیتهایی بالاتر از خود و حد معمول نشان میدهند، صرفا بهخاطر سعی و ممارست فردی آنها بوده است. ما در رادیو البرز آموزش را خیلی جدی درنظرگرفته ایم. آن هم به خاطر همین ضعفی است که احساس کرده ایم. کادرسازی برای رسانه باید از سالها قبل شروع میشد. در همه جای دنیا میبینیم رسانه جایگاه افراد نخبه است. افرادی که ضریب هوشی بالاتر از متوسط دارند و به طور مداوم با فراهم کردن ابزار مورد نیاز استعدادهایشان پرورش مییابد. مگر ما چند تهیهکننده، گوینده، گزارشگر، مدیر و دستاندرکار حوزه برنامهسازی میشناسیم که تحصیلات آکادمیک آنها منطبق با شغلشان باشد؟
خود من شهرسازی خواندهام. شاید تنها عاملی که باعث شد کمتر دچار مشکل شوم این بود که قبل از آنکه این رشته را بخوانم وارد سازمان شدم. علاقهمندی من در حوزه رسانه پیش از انتخاب رشتهام در دانشگاه بود. من در تمام دوره تحصیلی ام سعی کردم بهگونهای جهتگیریهایم به سمت رسانه باشد. اگر در شهر و حوزه زیستی مردم کار میکنم، نگاهم به نحوه ارتباط ساکنان شهر با رسانه باشد و در کنار آن هم مطالعاتی داشته باشم. ولی همه اینها کافی نیست. اگر سازمان فردی را میخواهد که بتواند از منظر تخصصی به او اعتماد کند و امیدوار باشد که بتواند باری از دوش سازمان بردارد، حتماً باید روی آن فرد سرمایهگذاری کند و با برنامهریزیهای منسجم و مداوم او را در مسیر آموزش قرار دهد.
• شما رادیوهای امروز ما را تا چه اندازه در عرصه جریانسازی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... کامیاب و مؤثر میدانید؟ به صورتی مصداقی، رایو البرز در غرب استان تهران تا چه اندازه توانسته است به چنین جایگاهی دست یابد و در این مسیر نقش آفرین باشد؟
در بحث جریانسازی یک مسأله به ذهن من میرسد و آن اینکه شما وقتی به بررسی رسانهها؛ بهخصوص رسانههای غربی می پردازید احساس میکنید که تمام آنها دارای مدیریت واحدی هستند و همه از یک جا خط میگیرند؛ البته با زبانهای مختلف و قالبهای متفاوت. اگر ما بخواهیم بحث جریانسازی را جدی بگیریم باید در رادیوهای ما هم چنین اتفاقی بیفتد. البته الان هم جریان سازی انجام میگیرد، ولی به نظر میرسد در این زمینه هنوز به وحدت رویه کامل نرسیدهایم. خوشبختانه اخیرا یک حرکتهایی در این زمینه شده است و خیلی جاها توانسته ایم خوب عمل کنیم. اما این حرکتها و تعداد آنها در عرض سال کم است. رسانه میتواند از ظرفیت خود خیلی بهتر و بیشتر از این استفاده کند. یعنی ما به عنوان یک رادیوی محلی و حتی رادیوی اختصاصی و تخصصی و یا حتی فراتر، رادیوهای ملی و بینالمللی میتوانیم در هر موقعیتی بسته به سیاستهای خاصی که درنظرگرفته میشود، موضوعات واحد را با زبان خاص خود بیان کنیم. قطعا آنجاست که میتوانیم جریانساز باشیم. ما دارای گسستگی فرهنگی در منطقه تحت پوشش رادیو البرز هستیم. با این حال سعی کرده ایم با رسانههای مکتوب اینجا که تقریبا همان ساختار ناهمگون و گسسته فرهنگی را ارایه میکنند در برخی موارد به وحدت رویه برسیم و تا حدی هم مؤفق بودهایم. حل بعضی مسایل و مشکلات مردم این منطقه مرهون ایجاد چنین وحدت رویه ای است. در داخل سازمان هم قطعا میشود چنین کاری کرد. ما باید اطلاعات مان را در این حوزه عمیقتر کنیم. چون اگر به این سمت نرویم در واقع لحظههای ارزشمندی را از دست میدهیم که شاید بعدا برای از دست دادن چنین موقعیتهایی که در اختیارمان بوده است و از آن بهرهبرداری مناسب نکردهایم، افسوس و حسرت بخوریم.
• بگذارید به طرح آسیبی آشکار در برخی رادیوها بپردازم و نظر شما را درباره آن جویا شوم: گاه یک قالب برنامهسازی خاص با فاصله هایی کم و بیش در بیشتر رادیوهای ما رواج می یابد. به گونه ای که کاربرد این قالب خاص به مرز اشباع میرسد و پس از آن با همان شدت صعود دوران نزول آن آغاز می شود. شما دلایل رخداد چنین آسیبی را در چه می بینید؟ چه باید کرد که چنین آسیبی در رادیوهای مختلف ما کمتر رخ دهد؟ چگونه می توان دوران نزول قالبی خاص را حداقل به معرفی قالبی جذابتر منتهی ساخت؟
تقلید از قالبها در رادیوهای مختلف نمیتواند به تنهایی و به خودی خود مسأله ساز و مشکل آفرین باشد؛ چرا که استفاده از تجارب مؤفق دیگران همواره میتواند مسیر حرکت را کوتاهتر و کم هزینهتر سازد. مشکل در این زمینه از جایی آغاز می شود و به وجود میآید که رادیوهای مختلف به وظایف و هدفهای خاص خود چندان توجهی نمیکنند و افراد را برای انجام و تحقق اهداف هر رادیو درست و صحیح انتخاب نمی کنند. درحال حاضر برخی نیروها میان رادیوهای مختلف مشترک هستند. یعنی یک خانم و یا یک آقا همزمان در چندین رادیو کار میکند. راحتترین کار برای چنین فردی آن است که برنامه ای را با کمی تغییر فرم در رادیویی دیگر هم بسازد. این درحالی است که هیچ لزومی ندارد یک رادیوی محلی همان قالبهایی را استفاده کند که یک رادیوی ملی یا یک رادیو اختصاصی استفاده میکند. البته ما نمیتوانیم منکر تجربیات همدیگر شویم و نباید هم این کار را بکنیم، ولی باید این را در یک چارچوبی قرار دهیم که با ویژگیهای هر رادیو منطبق باشد. همانطور که بیان کردم ما در رادیو البرز به دنبال شکلی دیگر از برنامهسازی هستیم: برنامهسازی تعاملی با شنوندگان. به این اعتقاد نداریم که حتما ما باید صحبت کنیم و دیگران باید شنونده باشند. خیلی جاها میتوانیم ما و مخاطبان همراه هم صحبت کنیم. چنین ظرفیتی در یک رادیوی محلی وجود دارد. ممکن است در یک رادیوی ملی نیز این فضا به شکلی دیگر قابل دسترسی و دستیابی باشد. رادیو البرز درحال حاضر برنامهای برای روستاهای مختلف دارد. به هرکدام از روستاها نیم ساعت وقت داده شده است که خود، برنامه را از هر جهت آماده کنند. تهیهکننده و صدابردار در یک روز به روستا میروند و آن برنامه را ضبط میکنند و با ادیت، آن را برای پخش آماده می کنند. چنین برنامه ای بسیار مؤفق است؛ چه در حوزه جذب مخاطب محلی و روستایی و چه در حوزه جذب مخاطبان مهاجر در مناطق دیگر. ما برنامهای آموزشی نیز داریم که در آن سعی کرده ایم بحثهای کارشناسی را به جای آنکه از بیان کارشناس بگیریم از زبان فردی که درگیر قضیه است بشنویم. در واقع، ضمن احترام به همه تجربیات گذشته و با توجه به هدف، موقعیت و امکاناتی که هر ایستگاه رادیویی دارد میتوان تعریفی متفاوت از ساختارها و قالبهای برنامه سازی ارایه داد.
• نگاهی کوتاه به نتایج نظرسنجی های مختلف درباره رادیو در سال های اخیر نشان دهنده آن است که «فقدان آگاهی مخاطب هدف از وجود یک ایستگاه رادیویی خاص» از جمله دلایل کم اقبالی به بسیاری از رادیوهاست. چنین آسیبی می تواند ریشه در کم رنگ بودن جایگاه و نقش «تبلیغات» در فرآیند برنامه ریزی ها و برنامه سازی ها رادیوهای ما داشته باشد. به نظر شما چه باید کرد تا همراه با شناساندن مناسب رادیوهای مختلف به مخاطبان؛ به ویژه مخاطبان هدف، چنین آسیبی جبران شود؟ راهکار پیشنهادی شما چیست؟
من فکر میکنم این قضیه ابتدا باید در ذهن مدیران ما حل شود. تا زمانی که ما به عنوان کارمند در رادیو و در سازمان کار میکنیم چه ضرورتی دارد که به جذب مخاطب و یا نداشتن مخاطب فکر کنیم؟ این فکر باید عوض شود. به نظر میرسد استفاده از ظرفیت رسانههای دیگر بسیار مهم است و امری است که بسیار از آن غفلت میشود. اگر ما میخواهیم مبلغهای خوبی باشیم باید در ابتدا خود را به خوبی تبلیغ کنیم که البته باید گفت در مواردی بسیار از این امر غفلت کردهایم.
• پدیده ستارهسازی در رادیوهای ما تا چه اندازه می تواند یاریگر برنامه ریزان ارشد در ایجاد و شکل گیری هویت مناسب از رادیو همراه با افزایش جذب و حفظ مخاطبان هدف باشد؟
من با ستارهسازی خیلی موافق نیستم، اما با شخصیتپردازی موافقم. با اینکه آنقدر روی یک نفر فشار تبلیغاتی بیاوریم و بعدا اگر آن فرد نتوانست این فشار را تحمل کند همه سیستم دچار مشکل شود، مخالفم. ولی با اینکه افراد مختلف در جایگاه های متفاوت بتوانند نمود واقعی شخصیت خود را در رسانه نشان دهند، بسیار موافقم. الان خود ما فردی اینچنینی داریم؛ مانند آقای زرندی که کل ساکنان این منطقه ایشان را میشناسند و مجری برنامههای روستایی ماست. ایشان با ویژگیهای خاصی که هم از نظر کلامی و هم از نظر رفتاری دارند، آنقدر در دل مردم جای گرفتهاند که حتی برای بحثهای سیاسی منطقه هم مورد توجه افراد مختلف هستند. البته آقای زرندی ستاره نیستند، اما صاحب سبک هستند و به واسطه این سبک مورد توجه شنوندگان قرار گرفتهاند.
• شما بیش از یک دهه سابقه مدیریت مستمر در گروه های برنامه ساز رادیو تهران و مدیریت عالی رادیو البرز دارید. می خواهم با مرور تجربه های مدیریتی خود به این پرسش من پاسخ گویید که چه باید کرد تا میان دغدغه ها و نیازهای مخاطبان و مصلحت ها و بایدها و نبایدهای سازمانی و گاه حکومتی تعادل و تعامل برقرار شود؟
من فکر میکنم اینها اصلا نباید به عنوان مشکل رسانه مطرح شوند؛ چرا که اینها پازلهایی هستند که ما باید آنها را حل کنیم و در کنار هم بچینیم. بیشترین مشکل وقتی پیش میآید که ما بخواهیم محتوای خاصی را به زور به مخاطب خود ارایه دهیم. زمانی که یک طرفه و یک جانبه نگاه میکنیم و وقتی که رادیو دانای کل است و مخاطبان نادان کامل، آن زمان است که دچار مشکل میشویم. وقتی که هر دو طرف در کنار هم قرارگیرند و رادیو به سمت مخاطب رود و یک بازنگری در تبادل معنا به وجود آید، آن موقع است که این مسایل کمرنگتر میشود. نظر من است که اگر بعضی از شکافهایی که میان برنامهسازان، مخاطبان و سیاستگذاران به وجود میآید برداشته و روابط نزدیکتر شود، این خلل و مشکل به وجود نمیآید. من فکر میکنم که این وظیفه ماست که بدانیم چگونه سیاستها باید به محتوا تبدیل شوند و در اختیار مخاطبان قرار گیرند. مثلا در همان برنامه ویژه روستاها به نام چماچم که یک اسم محلی است و مخاطب خود برنامه را میسازد در واقع ما سیاستهای سازمان را هم پیگیری میکنیم. نکته جالب آن است که برنامهای که نه متن آن را ما مینویسیم و نه گزارشگر، گوینده و دیگر عوامل آن از ماست دقیقا منطبق با سیاستهایی است که سازمان برای ما تعریف کرده است. مهم این است که ما آن هوشمندی را داشته باشیم که در چه لحظه و با چه نگاهی با مخاطب خود ارتباط برقرار کنیم و او را به سمتی که موردنظر ماست، هدایت کنیم.
• به پرسش پایانی گفت و گو رسیدیم. شما بهتر می دانید که شعار مجموعه رادیو در سال های گذشته «حفظ مخاطب فعلی و جذب مخاطب جدید» بوده است. از نگاه شما، درنظرگیری چه اولویتهایی می تواند مجموعه رادیوهای صدای جمهوری اسلامی را بیش از همیشه به تحقق عملی چنین مقصودی نزدیک تر سازد؟
پاسخگویی مناسب به چنین پرسشی نیازمند درک و شناخت متغیرهای مختلف دست اندرکار در چنین عرصه ای است. اما برای آنکه پرسش شما را بی پاسخ نگذارم به فهرستی کوتاه از اولویت های پیشنهادی خود اشاره می کنم:
o دو سویه شدن و تعامل بیشتر با مخاطبان؛
o استفاده از رسانههایی که میتوانند در کنار رادیو فعال باشند؛
o آموزش هم برای کارکنان رسانه و هم برای مخاطبان؛
o راهاندازی رادیوهایی ویژه گروههای اجتماعی با نگاههای مختلف؛
o استفاده از تکنولوژی روز دنیا و ارتقای کیفیت فنی در تولید و پخش رادیو؛
o تغییر سیستم جذب نیروی انسانی، کادرسازی و بهرهگیری از توان افراد نخبه؛
o بازتعریف نقش رادیو در ارتباط با سایر دستگاهها و ارگانها که میتواند جایگاه این رسانه را برای مخاطب بهصورت جدیتر مطرح کند؛
o بهرهگیری از تجارب بینالمللی در عرصه رادیو؛
o تغییر تشکیلات و ساختار سازمانی رادیو متناسب با نیازهای جدید؛
o راهبری رادیو با توجه به واقعیات روز جامعه و دور شدن از تصورات و ذهنیات فردی؛ و
o تعامل بیشتر با مجامع علمی که در حوزه علوم ارتباطات فعال هستند و بهرهگیری از متخصصان رشتههای مختلف که میتوانند در جهت اقناع و جذب مخاطبان یاریگر ما باشند.