تاريخ خبر: چهارشنبه، 15 مهر 1388 ساعت: 12:34
افق رسانه (38)
حسن خجسته، معاون برنامه ریزی و نظارت و معاون سابق صدا: «پرواز» را به خاطر بسپار ...!


گفت و گو از: محمدرضا مانی فر



چکیده

رادیو در ایران با گذر از دوران طلایی خویش در واپسین سال های دهه شصت و آغازین سال های دهه هفتاد شمسی، خود را با بحران ها و چالش های شدید دست به گریبان و مواجه می دید. بحران ها و چالش هایی که درون و برون آن را متزلزل و به شیوه ای معنادار، بافاصله از گذشته پرافتخار آن می ساخت. تدبیر و سیاستی دیگر لازم بود تا «انطباق» و «سازگاری» رادیو با شرایط جدید فراهم شود و از رهگذر آن، احیای دگربار رادیو برای حضور قابل ملاحظه و تأثیرگذار در سپهر رسانه ای و جامعه پدید آید. عبور از چنین شرایط بسیار سخت و ملال آور نیازمند شناخت عمیق، صحیح و البته بسیار سریع از محیط داخلی و خارجی رادیو بود تا بر بنیان آن، راه های برون رفت کشف و اجرا شود. ایجاد اعتمادبه نفس نزد برنامه ریزان و برنامه سازان رادیو و تلاش برای اعتمادسازی به رادیو؛ نه به عنوان رسانه ای کهنه و قدیمی، بلکه به عنوان رسانه ای اصیل و ماندگار از جمله گذرگاه های سخت و البته بسیار سرنوشت ساز رادیو به شمار می آمد. رادیو در پی شناخت مسأله استراتژیک خود بود و آن را در بحران ریزش مخاطبان جستجو می کرد. از این رو، شعار «حفظ مخاطب فعلی و جذب مخاطب جدید» به چشم انداز اصلی فعالیت های مجموعه رادیو تبدیل شد و برای دستیابی به آن، 1+11 استراتژی طراحی و پیاده سازی شد: توسعه متنوع رادیوهای عمومی، اختصاصی و تخصصی؛ اصلاح رویکردهای تولید بر مبنای میل، مصلحت و نیاز؛ نظارت درون زای کیفی؛ ایجاد ساختار ارتباطی مناسب میان ستاد معاونت و صف رادیوها؛ ایجاد اتحاد در رادیو؛ تصفیه و کوچک سازی رادیو؛ بهره مندی از ظرفیت تکنولوژی های جدید در رادیو؛ توسعه حوزه های نظری رادیو؛ آموزش بهنگام برنامه ریزان و برنامه سازان رادیو؛ پرواز و خروج از درون گرایی؛ تحول پایدار؛ حرکت به سمت چندرسانه ای شدن و رقابت به کمک هواداران، از جمله سرفصل های استراتژی های اتخاذ شده صدای جمهوری اسلامی برای حل مسأله استراتژیک مخاطب بود. تلاش بسیار دست اندرکاران رادیو در یک دهه گذشته آن بوده است که با حرکت در مسیرهای پیش گفته بتوانند رادیو را به جایگاه و نقش امروزی و متناسب خود در جامعه برسانند.
رادیو چون پرنده خوش آوای کوچکی است که در میان انبوه پرندگان درشت هیکل در سپهر رسانه ای قرار دارد. چنین پرنده ای باید بپرد تا «دیده شود»!

واژگان کلیدی:
رادیو، مخاطب، مسأله استراتژیک، استراتژی پرواز، تحول پایدار.

 

• بسیار خوشحالم از آنکه فرصتی فراهم آمد تا پس از یک دهه حضور تأثیرگذار و مؤفق در پیشانی مجموعه رادیو به خدمت شما برسم تا از رویکردها و عملکردهای صدای جمهوری اسلامی سخن بگوییم. به ویژه آنکه جایگاه اکنون شما در معاونت برنامه ریزی و نظارت سازمان زمینه ای بسیار مناسب فراهم آورده است که بتوانید بیشتر از دیگران درباره راه  طی شده رادیو و انطباق آن با روند کلی حرکت سازمان صداوسیما داوری کنید و نمایی جامع درباره آن ارایه دهید.
من نیز بسیار خوشحالم که فرصتی فراهم آمد تا درباره فعالیت های رادیو در یک دهه گذشته صحبت کنم. حقیقت آن است که رادیو برای من که سابقه نزدیک به دو دهه فعالیت در آن دارم، بسیار فراتر از محیطی اداری تلقی می شود. رادیو برای من خود «زندگی» بود و «خستگی» در آن هیچ معنایی نداشت. محیط عاطفی و تلاش و کوشش خستگی ناپذیر دست اندرکاران رادیو چنان بود که همگی خود را جزیی از یک خانواده بزرگ می دانستیم. برنامه ریزان، برنامه سازان و دیگر عوامل، هریک، جایگاه و نقشی شایسته در مؤفقیت های به دست آمده داشتند و می کوشیدند تا خلاقیت را به موسیقی واقعی مجموعه صدای جمهوری اسلامی، با شدت و ضعف در برخی قسمت ها، تبدیل کنند. بی سبب نبود که در مراسم خداحافظی از عمق جان این سخن را بر زبان آوردم که با دل خوش از رادیو بیرون آمدم. گرچه همچنان خود را یک رادیویی می دانم و به رادیویی بودن خود افتخار می کنم!

• می خواهم پرسش نخستین خود را با توجه به جایگاه کنونی شما در مجموعه سازمان مطرح سازم: «افق رسانه» به عنوان سندی راهبردی محیط بر جمله فعالیت های سازمانی صداوسیما تلقی می شود. شما در دوران حضور در پیشانی مجموعه رادیو با چه رویکردی به افق رسانه نگاه و آن را در چه مفاهیم و مقولاتی دنبال می کردید؟
اگر نگاهی گذرا بر سند افق رسانه سازمان بیندازید، حوزه صدا را در برخی سرفصل های سند، فعال و در برخی دیگر از سرفصل ها، همکار می بینید. خاطرم هست ما همزمان با ابلاغ این سند راهبردی از سوی ریاست محترم سازمان در ابتدای سال 1383  و به عنوان گام نخستین عملیاتی سازی آن، مقولات استراتژیک مرتبط با سازمان رادیو را در این مجموعه احصا و برشمردیم. رادیو مقولات استراتژیک مرتبط با خود را جستجو و در چارچوب سرفصل های زیر بسته بندی کرد: مدیریت پیام، اثربخشی، رقابت پذیری، ارتقای کیفی، کارآمدسازی، توجه خاص به مخاطبان، ایجاد تحول وتنوع، توجه به گروه های مختلف اجتماعی و افزایش بهره وری.

• شما بهتر می دانید که درک نظری مفاهیم و مقولات استراتژیک در درون یک سازمان، یک سخن اساسی و تحقق عملیاتی آن، سخن اساسی دیگر است. چه تدبیری اندیشیدید تا سازمان رادیو را از حوزه نظر به عرصه عمل درآورید؟
شاید بتوان گفت که شرط اول برای تحقق عملیاتی چنین مفاهیم و مقولاتی در محیط شناسی بهنگام یک سازمان نهفته است. محیط شناسی بهنگام نیز به سادگی به دست نمی آید، مگر آنکه پیشینه  و تاریخچه ای مناسب از راه رفته درپیش روی دست اندرکاران قرارگیرد. از این رو، مناسب است که در این مقوله گذری کوتاه بر تاریخچه  رادیو و وضعیت گذشته و حال آن در جهان و ایران بیندازیم: تاریخچه رادیو در جهان از بهره گیری عملی از تئوری امواج الکترومغناطیسی در سال 1920 میلادی آغاز می شود. در ایران نیز گرچه رادیو در سال 1319 شمسی به صورتی رسمی افتتاح می شود، اما مقدمات راه اندازی آن از سال 1303 شمسی آغاز می شود. در ادامه، در سال 1325 شمسی اولین فرستنده رادیویی در تبریز آغاز به کار می کند و در سال 1335 شمسی اولین فرستنده تجاری طراحی و راه اندازی می شود. سال 1340 شمسی هم افتتاح رادیو تهران بر روی فرستنده موج FM است ...

• البته ادامه چنین روند تاریخی برای رادیو در ایران با فراز و فرودهای بسیار، متناسب با شرایط اجتماعی و محیطی جامعه همراه بوده است. رادیو در میانه برخی رخدادها و تحولات به منزله «رسانه ای درمتن و مسلط» و در میانه برخی دیگر از رخدادها و تحولات در جایگاه « رسانه ای درحاشیه و منزوی» مدنظر سیاستگذاران و برنامه ریزان قرارگرفته است ...
به نظرمن، رادیو در ایران همانند جهان دارای دوره و عصری  طلایی بوده است. عصر طلایی رادیو در ایران از سال های پایانی دهه پنجاه شمسی همگام با پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات پس از آن آغاز می شود و تا سال های پایانی دهه شصت و آغازین سال های دهه هفتاد شمسی ادامه و پایان می یابد. شرایط انقلاب منجر به آن شد که مردم نیازی جدی به رسانه جمعی رادیو احساس کنند. انقلاب به چنین نیازی شدتی بیشتر بخشید. رادیو در عصر طلایی به اصلی ترین رسانه در سپهر رسانه ای کشور تبدیل شد. مردم به شدت به آن احتیاج و نیاز داشتند تا با توجه محیط بحرانی و متغیر جامعه، به ویژه در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، به فوریت از محیط پیرامون کسب اطلاعات کنند. رادیو به سبب انحصار و یگانگی در آن روزگار، در پی تحقق تمام کارکردهای رسانه ای متعارف بود: هم کارکرد اطلاع رسانی، هم کارکرد آموزشی و هم کارکرد تفریحی و سرگرم کنندگی. جنگ و ضرر و زیان های ناشی از آن و نیاز دم به دم مردم به کسب اطلاعات، رادیو را تقریبا به رسانه ای بلامنازع تا پایان جنگ تحمیلی تبدیل ساخت.

• اما سرانجام پایان عصر طلایی رادیو در ایران فرا رسید ...
عصر طلایی رادیو در ایران مقارن با چند رخداد مهم خاتمه یافت و از رهگذر آن، رادیو با چالش های اساسی روبه رو شد: گسترش فعالیت شبکه های مختلف تلویزیونی، بروز و ظهور ضبط صوت به عنوان جدی ترین رقیب رادیو و توسعه فعالیت دیگر رسانه ها از جمله مطبوعات منجر به آن شد که حوزه مخاطبان رادیو به شدت تحت فشار قراربگیرد و رادیو در میان دیگر رسانه ها با افت شنوندگان بسیار زیاد روبه رو شود. به طورمثال، برنامه صبح جمعه با شما تا بیست درصد، برنامه خانه و خانواده تا شش درصد و برنامه سلام، صبح به خیر! تا دو درصد افت مخاطب یافتند. این در حالی بود که در عصر طلایی رادیو، میزان شنوندگان صبح جمعه با شما پنجاه و هفت درصد تا شصت درصد، برنامه خانه و خانواده بیست درصد و سلام، صبح به خیر! بین سی تا چهل درصد بود. وضعیت رادیو در جایگاه سازمانی هم مناسب نبود. سازمان صداوسیما پس از انقلاب و به ویژه پس از سال های پایان جنگ، به شدت زیر فشار رسانه تلویزیون قرارگرفت. باور و توجه مسئولان؛ نه تنها مسئولان سازمان، بلکه مسئولان مملکت به سمت تلویزیون معطوف شد. باور و تصور عمومی آن بود که تلویزیون رسانه ای بسیار تاثیرگذار است. حتی از دو رسانه تئاتر و سینما هم غفلت شد. هنگامی که توجه به سمت و سوی رسانه ای چون تلویزیون رفت، تصمیم گیران با توجه به محدودیت منابع سازمانی بر آن شدند که بودجه را صرف اولویت مهم تر، یعنی تلویزیون کنند. اما موردی دیگر که برای دست اندرکاران رادیو در محیط سازمانی مشکل ساز بود، آن بود که رادیو در میدان ارگ، میدان 15 خرداد فعلی، مستقر بود. چین بعد مکانی، سازمان رادیو را از چرخه ارتباطات درون سازمانی دور ساخته بود. درمیان اصحاب رادیو هم احساس شکست و هم احساس سرخوردگی وجود داشت. من دقیقا در سال 1370 به رادیو آمدم. در آن سال ها که در جمع دوستان برنامه ریز و برنامه ساز می نشستم کاملا حس می کردم که با سازمانی درحال فروپاشی روبه رو هستم. خاطرم هست در همان سال ها به یکی از مسئولان ارشد سازمان گفتم که با ادامه چنین وضعیتی تا پنج سال دیگر ما سازمانی به نام صدای جمهوری اسلامی ایران نخواهیم داشت. آنقدر در رادیوی آن زمان احساس نومیدی و یأس وجود داشت که ماندن در آن، بعید و در حد انتحار حرفه ای بود. احساس آنها که مانده بودند همواره آن بود که چقدر از جریان پیشرفت در زندگی روزمره و فعالیت سازنده اجتماعی عقب مانده اند. احساس وجود نظام طبقاتی شدید در سازمان هم در دست اندرکاران آن روز رادیو دیده می شد که منجر به بروز گفتمان ضدتبعیض در میان آنها شده بود که بسیار پیامدهای خطرناکی را برای آینده رادیو پیش بینی می کرد ...

• و شما در چنین شرایطی در دی ماه 1377 از مدیریت مشترک رادیوهای پیام و تهران به معاونت صدای سازمان صداوسیما آمدید و «مرد اول» رادیو در ایران شدید. دکتر حسن خجسته، معاون صدای سازمان، گام نخست مقابله با چنین اوضاعی بحرانی را چگونه برداشت؟
با توجه به پیشینه هفت سال حضور در عرصه برنامه سازی و برنامه ریزی رادیو به آسیب شناسی و تحلیل از وضعیت موجود رادیو دست زدم. چهار آسیب  اساسی در رادیوی آن روزگار مشاهده می شد: ریزش مخاطب؛ قدرت گرفتن بیش از پیش رقیبان رسانه ای؛ کاهش شدید ارزش و اعتبار رادیو در سازمان؛ و ایجاد فضای مملو از یأس ناشی از احساس شکست در میان دست اندرکاران رادیو، به شدت در حال تهدید موجودیت رادیو بود. چنین آسیب هایی سبب از میان رفتن هرگونه انگیزه ای در سازمان رادیو بود. من خود این انسداد را در میان کارکنان رادیو واقعا حس می کردم. احساس می کردم انگار رادیویی ها راهی به جایی ندارند. رادیو با بحرانی بزرگ مواجه شده بود. مدام از خود می پرسیدم که چرا مجموعه رادیو با چنین بحرانی مواجه شده است؟ باید عمده ترین مسأله رادیو را کشف می کردیم تا بدانیم چرا به این نقطه رسیده ایم؟

• پس در پی کشف و یافتن مسأله عمده رادیو برآمدید ...
بله. مسأله از دیدگاه اندیشمندان و صاحبنظران جامعه شناسی و علوم اجتماعی عبارت از چیزی است که موجب اختلال و وقفه در فرآیند یا فعالیتی می شود. مسأله را می توان در سه سطح بررسی و تحلیل کرد: مسایل جزیی یا غیرمهم که در حوزه اهداف و روش های کوتاه مدت است؛ مسایلی که اهداف میان مدت را در حوزه سازمانی دچار مشکل می کند؛ و مسأله استراتژیک یعنی مسأله ای که بقا یا پیشرفت سازمان را تهدید می کند.
اگر مسأله استراتژیک حل شود، مسایل بعدی تا حدودی حل می شوند. اما اگر شما این مسأله را حل نکنید و مسایل بعدی را حل کنید، حتما آن مسأله باقی می ماند. مسأله استراتژیک، مسأله ای اکتشافی است. غالبا مسأله استراتژیک در ذهن مدیران استراتژیک قابل کشف است. بنابراین استراتژی اصلی رادیو این شد که ما مخاطبان موجود رادیو را همچنان نگاه داریم و بر شمار و گستره آنها بیفزاییم تا بتوانیم بر بحران های بعدی فایق آییم.

• شعار «حفظ مخاطب فعلی و جذب مخاطب جدید» که از محیط شناسی مناسب و تشخیص درست مسأله استراتژیک رادیو برمی خاست، نمی توانست به خودی خود محقق شود؛ مگر آنکه نقشه راهی مناسب در مقابل برنامه ریزان و برنامه سازان آن روز رادیو قرار می گرفت. چنین پدیده ای نیز نمی توانست امکان پذیر شود، مگر آنکه برنامه ای عملیاتی با محورهایی مشخص طراحی و تدوین می شد. برای دستیابی به چنین الزاماتی چه تدابیری اندیشیدید؟
برای عبور از بحران مخاطبان و حذف انسداد ارتباط با آنها، 1+11 برنامه استراتژیک طراحی و تدوین شد. البته عدد 12 نحس نیست! منتها استراتژی دوازدهم تازه است و هنوز، آنچنان که باید، تحقق نیافته است:
استراتژی اول، استراتژی توسعه متنوع بود. رادیو برای آنکه بتواند به مخاطب خود بر اساس آموزه ها و تجربیات جهانی دست یابد، باید به تعریفی جدید از خود و مخاطبان خود دست می یافت. از این رو، سه نوع رادیوی مختلف تعریف شد: رادیوهای عمومی؛ رادیوهایی که مخاطبان آنها همه مردم هستند. مانند: رادیوهای ایران، تهران، پیام، البرز(کرج) و صدای آشنا که در سه کانال برای ایرانیان خارج از کشور به تولید و پخش برنامه می پردازد. همچنین، ایران صدا که درحقیقت از بستر و ظرفیت اینترنت برای پخش رادیویی استفاده می کند؛ و رادیوهای آوا و نوا. حالا آوا و نوا چه هستند؟ از جمله مزیت هایی فوق العاده که صدای جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد، مزیت نغمات دینی است. اما بنا به دلایلی بعد از انقلاب کمتر به آن توجه شد. نغمات دینی تنها توانسته اند در دوره ای محدود رشد کنند و بیشتر در قالب تواشیح و سرودها دستمایه ارایه آثار قرارگیرند. چنین نغماتی از مزیت های مهم سازمانی و شاید از جمله مزیت های رقابتی ملی ما در عرصه جهانی محسوب می شوند. لحن این نغمه ها با  فطرت آدمی بسیار سازگار است و انسان ها با آن خیلی زود ارتباط برقرارمی کنند. رادیو آوا هم نمونه هایی از آثار موسیقایی خودمان را پخش می کند. موسیقی پاک و موسیقی نجیبی که موسیقی فاخر ما در دل آن جای دارد از رادیو آوا پخش می شود. اما نوع دوم رادیوها، رادیوهای اختصاصی است. عنوان رادیوی اختصاصی را برای رادیوهایی چون: فرهنگ، جوان، گفت وگو، ورزش و معارف استفاده می کنم. البته ممکن است کسی ایراد بگیرد که فرهنگ مقوله ای عمومی است. من با چنین ادعایی خیلی مخالفتی ندارم. نوع سوم رادیوها هم رادیوهای تخصصی چون: قرآن، تجارت و سلامت هستند که دوتای آخر به نسبت تازه تأسیس و جدید هستند. البته به سبب توصیه هایی که در سند افق رسانه و استراتژی های سازمانی به مسأله خانواده وجود دارد، رادیوخانواده در آستانه تأسیس و راه اندازی قرارگرفت. معتقد بودم که بخش اعظم مشکلات فردی و اجتماعی در چارچوب نهاد خانواده قابل حل است و بیرون از نهاد خانواده نباید حل شود. رادیوی بعدی ما می توانست رادیو بورس باشد که آن رادیو هم در زمره رادیوهای تخصصی به شمارمی آید. سازمان بورس برای اجرایی شدن اصل 44  قانون اساسی به رادیویی نیاز دارد که بتواند بازار سرمایه را مدیریت کند و سرمایه را به سمتی که موردنظر است، هدایت کند و حرکت دهد. بنابراین رادیو بورس، اگر سازمان بورس آمادگی آن را داشته باشد، می تواند راه اندازی شود. رادیو نمایش(درام) هم اینگونه بود. به سبب آنکه ادبیات نمایشی و هنر نمایش بر طرز تلقی ها، نگرش ها و رفتارهای فردی و اجتماعی ما تأثیرگذار است، رادیو نمایش(درام) می تواند درحد ظرفیت خود و در چارچوب ادبیات نمایشی، شیوه ها و گفتمان های حاکم را بررسی و نقد کند تا بتواند به طورکلی در حوزه ادبیات نمایشی کشور کاری صورت دهد. ما در کنار تلاش برای تحقق استراتژی توسعه متنوع، استراتژی دوم را استراتژی اصلاح رویکردهای تولید رادیو مبتنی بر میل، مصلحت و نیاز مخاطبان قراردادیم ...

• به نکته جالبی اشاره کردید. شما نیک می دانید در نظامی دینی که برای تحقق آرمان های خود بر مجموعه ای از «باید»ها و «نباید»ها استوار است، رسانه ها جایگاهی ایدئولوژیک می یابند. از این رو، رسانه ها گاه در ایجاد و برقراری تعادل و تعامل میان میل، مصلحت و نیاز مخاطبان دچار تنش و چالش می شوند ...
اینجا در حقیقت از همان قسمت های بسیار بسیار سخت فعالیت ما در رادیو محسوب می شد که به حقیقت پیشرفت در آن مشکل و گاه طاقت فرسا و هزینه بر بود. البته میل، مصلحت و نیاز در رادیوهای ما تا اندازه ای چارچوب بندی شده بود. اما دستیابی به نقطه ایده آل در نظر ما، یعنی جایی که میل، نیاز و مصلحت به یکدیگر مرتبط باشند، بزرگ ترین مشکل ما در حوزه مخاطبان است. چیزی که رادیو همواره به دنبال آن بوده است، آن است که از طریق نیاز و میل به مصلحت مخاطبان برسیم. چنین راهکاری با مقولات استراتژیک مدیریت پیام، اثربخشی و توجه خاص به مخاطبان در سند افق رسانه منطبق است.
اما استراتژی سوم ما در رادیو، دستیابی به نظارت درون زای کیفی بود. فعالیتی که در رادیو انجام می شد به این صورت بود که از طریق شوراهای مختلف بر روی فرم، محتوا و موسیقی نظارت صورت می گرفت. من همواره بر این اعتقاد بوده و هستم که ما برای نظارت خیلی هزینه می کنیم، اما در مقابل منفعت مان کم است. بخش اعظم نظارت ما بعد از پخش است. در صورتی که نظارت پیش و حین پخش مهم است. انطباق چنین ضرورتی با مقولاتی استراتژیک چون کیفی سازی،  مدیریت پیام و اثربخشی در سند افق رسانه آشکار و عیان است.
در کنار استراتژی های پیشین، استراتژی چهارم به ایجاد ساختار ارتباطی مناسب میان صف و ستاد در معاونت صدا می اندیشید. بالاخره با بسط و گسترش رادیوهای مختلف باید ساختاری سازمانی میان رادیوها و معاونت به وجود می آمد. مدلی در رادیو طراحی شد که نام آن را مدل منظومه ای گذاشتیم. برای تحقق مدل منظومه ای چند اتفاق در درون سازمان رادیو رخ داد: نظام دستمزد همه رادیوها یکسان شد. البته مدیر هر رادیو این اختیار را داشت که اگر می خواست می توانست چندین برابر دستمزد دهد، اما نمی توانست به نظام دستمزد دست بزند. بودجه در ستاد معاونت تمرکز یافت و تنها از طریق معاونت تقسیم می شد. در چنین راستایی، نیروی انسانی متمرکز و رفت و آمدها تنها با نظر نهایی معاونت امکان پذیر شد. به همین دلیل بود که من همواره اصرار داشتم هر کسی که می خواهد استخدام رادیو شود، باید تنها از طریق معاونت باشد. ما در رادیو دارای یک نظام برنامه ریزی متمرکز بودیم. الان برای من بهتر مشخص شده است که چنین تدبیری چه آثار نیکی برای رادیو داشت. رقابت هنگامی که منظومه ای شد دیگر امکان برخورد میان رادیوهای مختلف وجود ندارد و رادیوهای ما، به رغم گسترش کمی، در مسیری فعالیت خواهند کرد که با یکدیگر امکان تلاقی و همپوشانی نداشته باشند. استراتژی چهارم با مقولات استراتژیک کارآمدی سازمانی و رقابت پذیری در سند افق رسانه انطباق دارد.
اما استراتژی پنجم، تلاش برای ایجاد اتحاد در رادیو بود. اگر خاطر شما باشد در ابتدای گفت و گو اشاره کردم که رادیو در سال های نه چندان دور، دچار شکست درونی شده بود. ما باید رادیو را از درون اصلاح می کردیم. رادیو اصلا باید هویت خودش را تعریف می کرد ...

• «هویت»سازی برای رسانه ها از جمله دغدغه های سیاستگذاران، برنامه ریزان و برنامه سازان رسانه های مختلف است که شاید بتوان گفت در پاسخ به دو پرسش: ما چه هستیم؟ و ما چه نیستیم؟ نمود می یابد. شما در یک دهه مدیریت ارشد رادیو چه تدابیری را به خدمت گرفتید تا بتوانید هویت و چهره ای متمایز از رادیو و ایستگاه های مختلف رادیویی در جامعه ایجاد کنید؟
اعتقاد بنیادی من آن است که «کارآمدی» رسانه ها در پرتو شناخت درست استعدادها، توانمندی ها و ظرفیت های آنها صورت عینی می یابد. باید ذات رسانه را شناخت و در حدود توانمندی ها و ظرفیت های ذاتی آن به تعامل مناسب با رسانه دست یافت. من از روز نخست حضور در رادیو به چنین سخنی معتقد بودم و برای تحقق آن تلاش و برنامه ریزی می کردم. اگر شما به سیر نگارش مقالات و تألیفات من در رادیو نگاهی گذرا بیندازید، نیک درمی یابید که از نگارش مقاله «رادیو چیست؟» تا نگارش مقاله «هویت رادیو» و از تألیف کتاب «درآمدی بر جامعه شناسی رادیو» تا تألیف کتاب «رادیو، مدیریت و جامعه» به بهانه های مختلف در پی نهادینه سازی چنین نگاهی در رادیو بودم. حتی در عرصه تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها هم متوجه چنین ضرورت هایی بودم. می خواستم هویت و نگاهی دیگر از رادیو ارایه دهم و خط کشی ها و چارچوب بندی های متمایز میان رادیو و دیگر رسانه ها؛ به ویژه تلویزیون، ایجاد کنم. سیزده سال بود که تفکیک و جداسازی گویندگان و مجریان رادیو و تلویزیون در دستورکار بود، اما اجرا نمی شد. ما در رادیو آن را به مرحله اجرا درآوردیم و هزینه های آن را نیز پذیرفتیم. گفتیم ما مانع هیچکس برای پیشرفت و ترقی حرفه ای در تلویزیون نمی شویم، اما دوستان باید بدانند که راه بازگشتی وجود ندارد. اینچنین بود که رفته رفته به مرزبندی مناسب میان خود و تلویزیون دست یافتیم. البته هنوز در آغاز راه هستیم و باید در لایه های ژرف تر هویت سازی؛ چه در فرم و چه در محتوا، وارد شویم. حتی ما باید به مرزبندی های مناسب فرمی و محتوایی میان رادیوهای مختلف عمومی، اختصاصی و تخصصی دست یابیم. خوشبختانه گام های نخستین دسترسی به چنین اهدافی برداشته شده است. امروز رفت و آمد میان رادیوهای مختلف اصلا عملی نیست. اگر شخصی از یک رادیو بخواهد به رادیوی دیگر برود باید با موافقت مدیران رادیوهای مبدأ و مقصد و با نظر معاونت باشد. البته در کنار تحقق این گام های سلبی، طی گام های ایجابی نیز در دستور کار قرارگرفت. تلاش بسیار شد تا این بسترسازی در رادیو صورت گیرد که همکاران به مدیریت سازمان اعتماد کنند. تحقق چنین ایده ای نیازمند تاکتیک های خاص خود بود. باید به منابع و نیروی انسانی رادیو توجه جدی می شد. بیش از شصت درصد نیروی انسانی رادیو، نیروهای برنامه ای هستند. یعنی کارکنانی که هیچگونه دریافتی ثابتی از سازمان ندارند. باید کاری انجام می شد. تأسیس تعاونی مسکن معاونت صدا نخستین گام جدی ما برای مقابله با دغدغه های نیروی انسانی شاغل در رادیو به شمارمی آمد. در ایجاد و راه اندازی تعاونی مسکن از حمایت های اساسی و جدی رییس محترم سازمان بسیار استفاده کردم. همچنین، توجه ویژه به کارکنان غیررسمی و تأسیس خانه رادیو از زمره دیگر اقدامات جدی ما بود. در این طرح، کلیه کارکنانی که دارای سه سال سابقه مفید فعالیت در رادیو بودند تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرارگرفتند. جالب آن است که همه چنین فعالیت هایی در حالی صورت می گرفت که ما استراتژی ششم رادیو را تصفیه و کوچک سازی تعریف کرده بودیم. شصت وپنج پست سازمانی رادیو در چارچوب تحقق چنین راهبردی حذف شد تا بتوانیم با کاهش این پست های زاید، هزینه های رادیو را کاهش دهیم و رادیو را به معنای واقعی کلمه، برخاسته از تعریف ذاتی خود، ارزان و کم هزینه سازیم. در این راه، حتی در پی بهره مندی بهینه از ظرفیت های در اختیار تکنولوژی های جدید برآمدیم و استراتژی هفتم خود را بر این مبنا تعریف کردیم. آغاز تحول در بهره گیری از شیوه ها و تکنولوژی های نوین تولید و پخش در رادیو با ایجاد و راه اندازی رادیو اینترنتی ایران صدا، استفاده از ظرفیت های تلفن همراه، ماهواره و پادکست و دیگر گام های مرتبط به بروز و ظهور رسید.
اما استراتژی هشتم رادیو با عنوان استراتژی توسعه حوزه های نظری طرح شد و مدنظر قرارگرفت...

• شما بهتر می دانید که حوزه  نظری رادیو در ایران، حوزه ای به نسبت بکر و دست ناخورده است. نگاهی کوتاه به کتاب های منتشر شده در این عرصه نشان می دهد که تا سال های پایانی دهه هفتاد شمسی تنها یک کتاب، آن هم کتاب «اصول تهیه برنامه های رادیویی» با نگارش آقای ایرج برخوردار، در دسترس دست اندرکاران و علاقه مندان به رادیو قرار داشت. چنین کم تحرکی نظری به طور حتم در عرصه عمل نیز بروز و نمود می یافت. استراتژی هشتم رادیو چگونه توانست تحرک را به این عرصه کم تحرک وارد کند؟
دو پرسش اصلی درباره رادیو و حوزه های نظری آن برای من وجود داشت:
  نخست آنکه اصلا چرا در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به رادیو توجهی نمی شود و تنها در رشته ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، دو واحد درسی با نام تحلیل رادیو وجود دارد؟
   و دوم آنکه اصلا رادیو چیست و ذات و ماهیت آن چه ویژگی هایی دارد؟
تا پاسخی مناسب به این دو پرسش نمی دادیم، نمی توانستیم بر مبنایی درست کار و فعالیت کنیم و به آرمان توسعه رادیو دست یابیم. چنین دغدغه هایی ما را در نهایت به اتخاذ تدابیری چند رهنمون ساخت: فعال سازی اداره کل پژوهش های رادیو به عنوان ناشر انحصاری آثار تخصصی حوزه رادیو و ارایه آخرین دستاوردهای علمی و تجربی رادیو در قالب تألیف و ترجمه، و برگزاری نشست ها و همایش های مختلف علمی و کاربردی با هدف درگیرساختن ذهنی دانشگاهیان با مباحث تخصصی رادیو، از جمله این تدابیر بود. امروز می توانم با اطمینان این ادعا را مطرح سازم که اصلی ترین و بزرگ ترین منابع دانشگاهی رادیو در ایران، کتاب های منتشرشده از سوی انتشارات دفتر پژوهش های رادیوست. الان اگر هر پژوهشگر دانشگاهی و غیردانشگاهی بخواهد یادداشت و مقاله ای درباره رادیو بنویسد، ناگزیر از مراجعه به کتاب های منتشرشده ما در رادیوست.
البته استفاده از این ظرفیت تنها در تعامل با محافل علمی و دانشگاهی بیرون سازمان خلاصه نشد. ما حتی با نتایج مناسب چنین حرکتی در داخل مجموعه سازمان نیز روبه رو شدیم. امکان آموزش بهنگام برنامه ریزان و برنامه سازان رادیو از جمله نتایج عملی این حرکت بود که دراستراتژی نهم رادیو، یعنی آموزش امکان بروز یافت. آموزش برای رادیو دارای اهمیت و اولویت بسیار بالایی بود. در آخرین سال حضور در رادیو، علی رغم کمبودهای بسیاری که وجود داشت، حدود دو درصد از کل بودجه رادیو را به آموزش اختصاص دادیم. درحال حاضر، 13+92 نفر از همکاران رادیو در دوره های کارشناسی ارشد تهیه کنندگی و نویسندگی رادیویی مشغول تحصیل هستند. من عدد سیزده را به این خاطر جدا گفتم که بدانیم نود و دو نفر از این تعداد از همکاران تهرانی و سیزده نفر از همکاران شهرستانی رادیو هستند.

• استراتژی هایی که تا کنون به آن اشاره کردید، بیشتر جنبه ای درونی در سازمان رادیو داشت. شاید با این هدف اصلی که بتواند اعتماد به نفس از دست رفته رادیویی ها را در شکل و شیوه ای نو به مجموعه رادیو بازگرداند. اما به نظر می رسد تحقق واقعی همه این تدابیر نیازمند گام هایی مکمل نیز بود تا به آنچه مدنظر شما بوده و هست، جامه عمل پوشانده شود... 
از این رو استراتژی دهم را استراتژی پرواز نامگذاری کردیم. تصور من آن است که رادیو یک پرنده خوش صدای کوچکی است که در میان پرندگانی انبوه و درشت هیکل قراردارد. رادیوی ما یک رویه حرفه ای نانوشته دارد. بر اساس این رویه، بیشتر همکاران رادیو انسان هایی درون گرا هستند. شاید بتوان گفت اصلا استثنایی در این میان وجود ندارد. همکاران رادیو باید از حالت درون گرایی خارج شوند. ضرورت امروز آن است که این پرنده خوش صدای کوچک بپرد. تا به پرواز درنیاید، دیده نمی شود و تا دیده نشود، جایگاهی در آسمان ندارد. بنابراین مقدمات تحقق استراتژی پرواز که از نخستین روزهای حضور من در رأس مجموعه رادیو در ذهن من بود، به تدریج آغاز و فراهم شد. می خواستیم پرنده رادیو را چنان پرواز دهیم تا همه آن را ببینند. رادیو باید سهمی جدی در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های رسانه ای بیرون از مجموعه خود بیابد. ما این مسأله را در دوسطح تعریف  کردیم: سطح داخلی و سطح بین المللی. با برگزاری جشنواره های مختلف داخلی و بین المللی تلاش بسیار کردیم تا رادیو را از قفس خودساخته بیرون آوریم. جشنواره رادیو را از دوره چهارم به صورت بین المللی برگزار کردیم و کم کم آن را در جنبه های مختلف توسعه دادیم. سال 1387 نخستین سالی بود که اجلاس بین المللی رادیو را با همکاری اتحادیه رادیو و تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه (ABU) برگزارکردیم. اختتامیه نهمین دوره جشنواره بین المللی برنامه های رادیویی را با برگزاری نخستین اجلاس بین المللی رادیو همزمان کردیم. روندی که با استقبال مناسب اندیشمندان و صاحبنظران و امکان مشارکت گسترده اصحاب رادیو می تواند نتایجی درخشان برای رادیوی ما در سطح منطقه ای و جهانی در پی داشته باشد. برگزاری اولین اجلاس جهانی رادیوهای قرآنی و اسلامی در ایران و ایجاد و راه اندازی تشکلی به نام اتحادیه رادیوهای اسلامی و قرآنی از دیگر دستاوردهای رادیو در پرتو درک ضرورت به کارگیری استراتژی پرواز بود. البته در انتهای حضور رسمی در رادیو، به دنبال استمرار اجلاس های موجود و طراحی و عملیاتی سازی اجلاس های دیگر در سطح منطقه ای و جهانی بودم: همایش رادیوها و سازمان های سلامت محور با محوریت رادیوسلامت، بزرگداشت بیدل دهلوی و ادبیات امریکای لاتین با محوریت رادیوفرهنگ که تا کنون دو و یک دوره آن برگزار شده است؛ بزرگداشت علامه اقبال لاهوری و اجلاس رادیوهای فارسی زبان منطقه با محوریت؛ و اجلاس جهانی رادیوهای جوان با محوریت رادیوجوان.

• شما در اثر اخیر خود با نام «رادیو، مدیریت و جامعه» که از سوی دفتر پژوهش های رادیو روانه بازار نشر شده است، از ضرورت تحول پایدار و دایمی در رادیو سخن به میان آورده و بر آن تأکید ورزیده اید. به نظر شما پایبندی به چه الزاماتی می تواند رادیوهای ما را در حال تحول پایدار و دایم قراردهد؟
ضرورت تحول دایمی در رادیو از جمله سرفصل هایی است که همواره اندیشه و ذهن مرا به خود مشغول داشته است. بی سبب نیست که از همان ابتدا، استراتژی یازدهم رادیو را استراتژی تحول قراردادیم تا ضمن یادآوری اهمیت و ضرورت چنین مقوله ای بتوانیم در مسیر دستیابی به آن حرکت کنیم. به نظر من، چند پرسش مهم برای ایجاد و استمرار تحول پایدار و دایمی در رادیو شایسته تأمل و پاسخگویی است. اگر بتوانیم به چنین پرسش هایی پاسخ دهیم، آنگاه می توانیم به چشم انداز تحول در رادیو امیدوار باشیم. وگرنه حتی اگر تحولی نیز رخ دهد، تحولی شخص محور، گذرا و مستعجل خواهد بود. اما چگونه می توان به چنین تحول و پویایی دست یافت؟ ضرورت تحول در رادیو چیست؟ چگونه می توان در رادیو تحولی دایمی ایجاد کرد؟ از چه زمانی تحول می تواند شروع شود؟ چگونه می توان تحول را آغاز کرد؟ نقطه کانونی اصلی برای آغاز تحول در کجاست؟ و سرانجام، برای نهادینه کردن تحول چه باید کرد؟ باید به چنین پرسش هایی پاسخ گفت. می توان گفت: جدول پخش (کنداکتور) در رادیوی ما جایگاه و نقشی مبنایی دارد. جدول پخش (کنداکتور) رادیو نقشی اساسی در ایجاد و شکل گیری همه ارتباطات درون و بیرون سازمانی رادیو دارد. متأسفانه جدول پخش (کنداکتور) بیشتر رادیوهای ما در حال حاضر بر اساس سهمیه بندی میان گروه های برنامه ساز طراحی و چیده شده است. من معتقدم چنین آسیبی راه تحول در رادیوهای ما را بسته است. جدول پخش (کنداکتور) رادیو باید بر مبنای کیفیت تأثیر برنامه ها تنظیم شود. این سبب می شود که هر برنامه ساز صاحب ایده و هر گروه برنامه ساز طراح و خلاق در جدول پخش (کنداکتور) رادیو سهمی مناسب و متناسب بگیرد. گروه های برنامه ساز برای کسب حیثیت و وجهه مناسب باید در درون خود فعال شوند و با ارتباطات مناسب درونی و بیرونی و با ایجاد بستری از خلاقیت و نوآوری به جذب ایده های برتر در عرصه ای رقابتی بپردازند.

• شما در پرسش های آغازین گفت و گو به استراتژی 1+11 رادیو اشاره کردید و آن را به عنوان چشم اندازی برای حرکت ها و فعالیت های آتی رادیو مطرح کردید. فرصتی مناسب است که درباره این استراتژی و الزامات تحقق آن سخن گویید.
استراتژی 1+11 به معنای حرکت رادیو به سمت و سوی چند رسانه ای شدن است. می دانید که تکنولوژی های جدید در رسانه های نوین از بستر و زمینه رادیو استفاده می کنند و وارد رادیو می شوند. در این استراتژی همه رادیوها با کمک هواداران خود رقابت می کنند. به بیان دیگر، هواداران رادیوها در چنین لیگی با یکدیگر رقابت می کنند. ما باید رسانه های مدرن، ذات، ویژگی ها و ضرورت های آنها را کاملا بشناسیم. ما اگر نتوانیم به درک و فهمی مناسب از رسانه های جدید دست یابیم و از آنها به درستی استفاده کنیم، بار دیگر با تهدیدات حاصل از دوره مرگ رسانه ای رادیو روبه رو می شویم. فرصت آفرینی و تهدیدگریزی به هنر مدیران، شناخت ظرفیت ها و درک حساسیت های مخاطبان رادیو بازمی گردد.

• به پرسش پایانی گفت و گو رسیدیم. بسیار دوست دارم به عنوان پرسش آخر از شما که نزدیک به دو دهه پیشینه فعالیت در مجموعه رادیو و یک دهه تجربه حضور در عالی ترین جایگاه رادیو به عنوان معاون صدای سازمان صداوسیما دارید، بخواهم اینبار در جایگاه اندیشمند و صاحبنظری دانشگاهی از انتظارات و توقعات خود از مجموعه رادیو بگویید.
رادیو رسانه ای سهل الوصول است که استفاده از آن آسان است. رادیو مانند نیروی هوایی می ماند که می تواند به سرعت بپرد و جابه جا شود. اما تلویزیون مانند نیروی زمینی است و جابه جا کردن آن برای عبور از موانع گاه بسیار دشوار و سخت است. البته پرسش های بنیادین بسیار بر سر راه ما وجود دارد: اینکه ویژگی های یک سازمان رسانه ای کارآمد و مؤفق چه می تواند باشد؟ نسبت رسانه های نوین با رسانه های به نسبت سنتی چون رادیو چیست؟ جایگاه و نقش رسانه هایی چون رادیو و تلویزیون در تربیت دینی مخاطبان و جامعه چگونه است؟ و دیگر پرسش هایی از این دست، از جمله چنین پرسش های بنیادین است. من خود در حال حاضر سرگرم تحقیق درباره «کاربرد موسیقی در رادیو» هستم و توانسته ام تا کنون بیش از پانزده عامل تأثیرگذار در این عرصه را استخراج کنم. باید ایمان بیاوریم که راه های ارتقای فرمی و محتوایی، بدون دانش و معرفت نظری، راه هایی تنگ و بسته است.
در پایان، از همکاران رادیو صادقانه سپاسگزاری می کنم و بار دیگر به آنها می گویم من را حلال کنید. به هرحال ده سال برای آنها زحمت داشتم!


 



67.jpg

درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات:
کد امنيتی كد امنيتي   تغيير تصوير  
 
 
    نظرات ارسال شده:
  • حسن طليعي:
    ممنون استفاده كردم
 
جمعه، 8 مرداد 1389 - 04:45



عضويت در خبرنامه

نام و نام خانوادگي:
*
ايميل:
*
رمز عبور:
آدرس:
تلفن:
فكس:
زمينه كاري: