گفت و گو از : زهره سادات هاشمي
چکيده
راديو رسانه اي است که بايد تخصصي اداره شود .نمي توان با تکيه تنها،بر تجربه ، خطا و به طورکلي درک شهودي در دنياي پررقابت امروز، اين رسانه مهم وتأثيرگذار را راهبري و مديريت کرد.
دوازده سال از تأسيس راديو جوان مي گذرد . در اين مدت شاهد دگرگوني هاي گسترده و عميق اجتماعي در ايران و جهان بوده ايم .از اين رو ، ضرورت بازبيني در اهداف و راهبردهاي راديو جوان بر اساس افق رسانه بيش از هر زمان احساس مي شود .بايدها ونبايدهاي اين روند را بايد در پرتو منافع ملي کشو تعريف و تبيين کرد.
دين و خانواده درزندگي فردي و اجتماعي ايرانيان داراي بيشترين اهميت هستند .بنابراين گريزي از آن نيست که در برنامه ريزي ها و برنامه سازي هاي راديويي، تثبيت وتقويت منافع ملي ، باورهاي ديني و نهاد خانواده به عنوان خط مشي حفظ مخاطب فعلي و جذب مخاطب جديد مدنظرقرارگيرد.
واژگان کليدي : راديو جوان ، رسانه ، محتواگرايي ، فرم گرايي
• چند سال است که در راديو حضور داريد؟
در سال 1363 وارد ميدان ارک راديو شدم ؛ جايي که خاطره جمعي فرهنگ شنيداري ما بيش از نيم قرن در آن متجلي بود .
• در چه حوزه هایی فعاليت کرده ايد؟
ذاتا به نويسندگي علاقه دارم وخواهم داشت . با انگيزه کار نوشتاري وارد راديو شدم .
• هم نويسندگي ،هم برنامه سازي و هم مديريت کرده ايد؟
البته از نويسندگي گروه ايدئولوژي شروع کردم . در آن زمان به گروه معارف اسلامي، گروه ايدئولوژي مي گفتند .بعد واژه ايدئولوژي حذف شد و واژه عقيدتي جاي آن آمد و بعد گروه عقيدتي،معارف اسلامي نام گرفت وهمين طور چرخيد تا به امروز که در چند راديوي فعلي ،به گروه انديشه معروف شده است ، که دلايل خاص خود را دارد . به هر حال من به عنوان نويسنده وارد گروه معارف شدم .
• چند سال است که راديو جوان را تجربه مي کنيد ؟
از ابتداي تاسيس آن ؛ يعني حدود دوازده سال .
• اگر قرار باشد يک خط منحني براي فعاليت راديو جوان در نظر بگيريم ، فکر مي کنيد در جذب مخاطب اين خط منحني چگونه بوده است ؟
پاسخ اين سوال کمي مشکل است . اگر بخواهيم دقيق جواب دهيم ، بايد با آما ر،اعداد و ارقام توضيح داد. به نظر من راديويي که مخاطب بسيار داشته باشد لزوما راديوي موفقي نيست؛ مثلا خيلي از راديو ها مخاطب بسياري دارند ، اما بايد بررسي کرد که اثر گذاري آنها بر روي مخاطب در چه جهتي بوده است؟ آيا اين تاثيرات به قول جامعه شناسان نهادينه شده است يا نه ؟
من با اين رويکرد به دوره ها نگاه مي کنم واگر بخواهم به سوال شما قدري دقيق جواب دهم بايد بگويم : اگرراديو جوان را به چند دوره تقسيم کنيم دردوره اي هم محتوامحور وهم مخاطب محور بود . در دوره اول که آقاي دکترلطيف مدير راديو جوان بودند ، راديو جوان به لحاظ محتوايي فوق العاده غني بود و کساني که مسئول ، مدير ونويسنده بودند ، در آن زمان از سطوح حرفه اي خوبي برخوردار بودند . در دوره آقاي دکترنوري نيزاين سير وجود داشت و علاوه براين که محتوا محوري حفظ شد ، به فرم نيز توجه بسياري شد. اما در دوره بعد تسلط فرم گرايي در کنار محتوا گرايي ، خود را نشان داد . در دوره آقاي دکتر گيل آبادي فرم،غالب شد و کاملا محتوا را تحت تاثير قرار داد . دوره آقاي دکتر احمدي افزادي نيز بايد بگذرد تا بتوان درباره آن قضاوت کرد . اما اين که آيا درآن دوره مخاطب کمي داشته و يا نه و اين که آيا تعداد زياد مخاطبان دليل بر موفقيت و موثربودن يک راديو محسوب مي شود و يا نه، بحث ديگري است .
• که از نظر شما هست يا نه ؟
به نظر من نمي توان گفت . اجازه بدهيد براي درک بهتر موضوع از اين رسانه وارد رسانه اي ديگر شويم . مثلا آيا فلان کتاب با فلان موضوع که مخاطب بسياري دارد واقعا کتاب موفقي بوده است؟ موضوعاتي که بشر دنبال مي کند چند مورد است . يکي موضوعاتي است که واقعا به مصلحت اوست و به سلامت جسماني ، رواني و اجتماعي او کمک مي کند. بعضي موضوعات براي او جذاب است ، ولي به مصلحت او نيست . بعضي از موضوعات نيز ما بين اين دوست . ما در رسانه ممکن است برنامه هاي زيادي داشته باشيم ؛ نه فقط درراديو جوان بلکه در تلويزيون که ازعناصرتصويري کمک مي گيرد ، گرفته تا در راديو هاي مختلف . بعد از يک ساعت يا دو ساعت که مخاطب اين برنامه هستيم مي خواهيم ببينيم که اين برنامه چه کاري را انجام داده است ؟ آيا ما را شاد کرده است ؟ آيا به ما آموزش داده است ؟ آيا ما را ارشاد کرده است ؟ به نظرمن هم اکنون در ايران در حوزه رسانه به فرم توجه زيادي شده است و به آموزش و پيام رساني اهميت کمتري داده مي شود.اين هم بدين معنا نيست که مستقيم ، توليد پيام کنيم . بايد قدر فرم و محتوا را به خوبي بدانيم . در حال حاضر پيام هاي محتوايي تاثير گذار در زمينه فکري ،رفتاري و آموزشي کمتر شده است.
• بنابراين شما کار کرد رسانه و به ويژه راديو را اثر گذاري مي دانيد ؟
بعضي اثر گذاري ها کوتا مدت، برخي ميان مدت و بعضي ديگربلند مدت است . رسانه هاي ما از اثرگذاري هاي نوع دوم و سوم فاصله زيادي گرفته اند و فقط به اثر گذاري کوتاه مدت توجه مي کنند ؛ مانند همين پيام هاي راهنمايي ورانندگي که مي دهيم . مثلا امشب شب جمعه است و جاده ها شلوغ است، توصيه مي کنيم بيشتر مراقب باشيد . اما آيا به اين فکر کرده ايم که در دراز مدت نيز با روش خاص خودش،اين مباحث را براي همه فرهنگ سازي کنيم ؟ به نظر من روي اين مسائل کار نشده است . برنامه هاي بسياري در صدا وسيما داريم که به روابط خانوادگي واجتماعي مي پردازند ، اما در مورد اثر گذاري آنها لازم است بيشتر توجه کنيم . اگر به صفحه حوادث روزنامه ها نگاه کنيم درمي يابيم که بزهکاري ها به جاي آن که کمتر شده باشد روز به روز بيشتر شده است .مشاهده مي کنيم که سن بزهکاري پايين آمده است.اين نشان مي دهد که ما در حوزه رسانه و از سهم رسانه اي خود نتوانسته ايم پيام را به خوبي انتقال دهيم.
• آيا راديو جوان بعد از دوازده سال از آغاز حيات ، کار کرد اصلي خود را دارد ؟ اصلا چرا ما نام اين راديو را جوان گذاشته ايم ؟
اين شايد بيش از هرچيز به دليل ترکيب جمعيتي بوده است که در کشور ما وجود دارد . در کشورهاي جهان سوم جمعيت جوان بيشتر است و ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست . بر اين اساس ، سازمان تصميم گرفت راديويي تاسيس کند که مختص جوانان باشد . اما آيا براي راديويي که با يک سري اهداف مشخص،دوازده سال پيش تاسيس شده است ،امروز آن اهداف معني دارد يا نه ؟ نمي دانم .
• آيا راديو جوان توانست با نام خودش به پيش رود؟ يعني از لحاظ محتوا و فرم به حقيقت توانسته است جوان باشد؟
با توجه به آمار استقبال از برنامه ها و حتي جشن هاي راديو جوان مي توان گفت که موفقيت داشته است . بالاخره درشهرهاي بزرگ مثل تهران ، مشهد ، تبريز، اصفهان ، شيراز و... راديو جوان را مي شناسند وبا آن ارتباط برقرار مي کنند . اما آيا اين ارتباط برقرار کردن را توانسته ايم مديريت کنيم ؛ پيام هاي جوانانه بدهيم و به اهداف موثر کوتاه مدت ، ميان مدت وبلند مدت برسانيم ؟ جاي حرف و سخن دارد.
• يکي از شعار هاي راديو جوان اين است که شما در راديو جوان شنيده مي شويد و يا راديو جوان راديو جوان ايراني . آيا در راديو جوان واقعا جوان شنيده مي شود و آيا راديو جوان در طي اين دوازده سال به حقيقت براي جوانان ايراني بوده است ؟
پاسخ مثبتي مي توان به اين سوال داد يعني نسبتا موفق بوده است . اما ايرادي که همه راديوهاي سراسري ما مثل راديو ايران يا راديو جوان ، دارند آن است که پايتخت محورند .الان تقريبا کساني که با ما تماس دارند بيشترساکنان تهران هستند و يا گزارش ها و مصاحبه ها ي ما از پايتخت است. متاسفانه يکي از مشکلات ما کمبود گزارشگران حرفه اي است که موجب مي شود فقط گزارش هاي راديو از ميدان ونک به بالا باشد . من به دلايل اقتصادي آن کاري ندارم . اطلاعاتي که ما از سطح شهر داريم محدود است . در شهرستآنها از لحاظ بعد مکاني اطلاعات ما محدود تر و حوزه عملکرد ما کمتر است .
• يعني ما در بعد مکاني نتوانسته ايم موفق باشيم و پوششي را که مي توانستيم از نظر وسعت رسانه اي بدهيم. اولا در سطح خرد فقط پايتخت وآن هم از ميدان ونک به بالا را درنظر گرفته ايم و ثانيا در سطح کلان کشوري تنها به کلان شهر ها توجه کرده ايم ؟
بله . به نقاط دور افتاده وشهرهاي کوچک توجهي نشده يا کمتر توجه شده است مثلا چند جوان بلوچ داشته ايم که ويژگي هاي آنها را از نظر ميل ، علاقه و آموزش ، رفتارهاي اجتماعي و خانوادگي منعکس کرده باشيم ؟
• پس بحث شما تنها در مورد پوشش فرکانسي نيست ، بلکه بحث سر اين است که آيا اين جوان بلوچ در راديو جوان شنيده شده است ؟
بله . بيشتر شنوندگان راديو جوان همچنان که در ديگر راديو ها نيز اين گونه است متعلق به طبقه متوسط جامعه هستند ؛ يعني کساني که دغدغه هاي مالي کمتري دارند ، داراي سطح تحصيلات بالاتري هستند و بيشتر در حوزه هاي اداري ، سازماني و خدماتي مشغول به کارهستند . آيا ما به جوانهاي اقوام مختلف ايراني مانند جوان کشاورز بلوچي ، جوان ماکويي ، جوان آذري ، جوان کرد ، جوان لر چقدر توجه مي کنيم و آيا صداي آنها هم شنيده شده است؟ من ترديد دارم . ترديدي جدي !
• پس ما از نظر مکاني نتوانسته ايم پوشش جغرافيايي داشته باشيم ؟
حق آنها را نيزنتوانسته ايم ادا کنيم ؛ چه در محتوا و چه در ميدان حضور.
• پوشش فرکانسي راديو جوان چگونه است ؟
ظاهرا در همه جاي کشورصداي ما شنيده مي شود .اين راديو روي موج FM است و در همه جا شنيده مي شود .
• گويا راديو جوان در موج AM هم شنيده مي شود ؟
از شما مي شنوم و چنين موضوعي را نمي دانستم .
• تفاوت کيفيتي موج AM و FMدر چيست ؟
کيفيت صدا در FM ، شفاف واستريويي است.
• گويا AMکيفيت مناسبي براي پخش موسيقي ندارد. از آنجا که برخي راديوهاي سراسري مانند راديو ايران و حتي جوان روي AM ؛ به ويژه براي استآنها هم پخش مي شوند فکر نمي کنيد بهتر است کلام را روي اين موج بيشتر کنيم تا موسيقي ؟
فکر نمي کنم تاثير گذار باشد . چون در هر صورت به موسيقي در راديو احتياج داريم . AM وFM هم هيچ فرقي نمي کند . حتي اگر گفتار، با کيفيت خوب پخش نشود ما اشتياقي به شنيدن آن نداريم . مثلا اگر صدا خش خش کند يا بم باشد باز هم تاثير گذاري نا مطلوبي دارد گر چه به نظر من کلام هم داراي نوعي موسيقي پنهان است .
• چينش برنامه ها در راديو جوان چگونه است؟ به طور نمونه در راديو پيام هر 4 ساعت يک تيم برنامه سازي مشغول فعاليت است . حتي در گذشته که در راديو جوان ساختار برنامه سازي MC حاکم بود گوينده اي به صورت اصلي MASTER)) به اجراي برنامه مي پرداخت وآيتم هاي توليدي در لابه لاي اجراي زنده او پخش مي شدند ؛ الگويي که اکنون در برنامه اي مانند هزار پنجره راديو جوان شاهد آن هستيم . به نظر شما جدول پخش امروز راديو جوان چگونه طراحي وتنظيم مي شود؟ آيا اين جدول پخش متناسب با مقتضيات و نيازهاي مخاطب جوان وهويت راديويي به نام راديو جوان است ؟
ما هميشه ميراث بر گذشتگان هم هستيم . به طور نمونه در برنامه صبحگاهي راديو جوان از مجله بامدادي که به وسيله آقاي مهران دوستي اجرا مي شد تا برنامه يک صبح يک سلام و در حال حاضر جوان ايراني سلام ! همه داراي يک مختصات مخاطب شناسي مشابه هستند . نام ها تغيير کرده اند ؛ اما ويژگي خاص که برنامه ها بر اساس آن سامان مي يابد ،همچنان پا برجاست . اقتضاي برنامه هاي صبحگاهي شادي وتحرک است . زيرا اکثر مخاطبان در راه هستند تا به سرکار بروند . اما از ساعت 10 صبح به بعد بنا به اقتضاي آن ساعت، راديو جوان برنامه هاي خاص خود را پخش مي کند . در بعد از ظهرهم که حالت لختي وخمودي پيش مي آيد، شکل برنامه فرق مي کند .
• آيا برنامه اي که دراين زمآنها براي هر راديويي در نظر گرفته مي شود به نياز مخاطب توجه دارد ؟
من بر اين باورم که ما با يک رويکرد تجربه وخطا پيش مي رويم . در بسياري از حوزه هاي اجتماعي وحوزه هاي کلان اجتماعي هم همين طوراست ، يعني خيلي سعي نمي کنيم يک زمينه مطالعاتي به وجود آوريم وبا يک پشتوانه فکري قوي کار کنيم . معمولا ابتدا بنا به يک پشتوانه تحليلي کاري را انجام مي دهيم وبعد يک مطالعه اي روي آن مي کنيم وسپس اصلاح مي کنيم و قدم بعدي را برمي داريم . درست مثل بعضي جاده هاي کشور که اول اجازه مي دهيم ماشين ها بروند وسپس جاده ها را بر آن اساس درست مي کنيم که اين امر قطعا نادرست و بسيار پرهزينه است. مثلا در حوزه سيما مي بينيم که آن قدر دير تصميم مي گيريم ، دير طراحي مي کنيم و آنقدر صبر مي کنيم که در نهايت مجبورمي شويم فيلم هايي که مثلا خشونت دارد وناهنجاري هاي اجتماعي را داراست ، پخش کنيم . من وقتي فيلم هاي بروسلي را، که البته اسطوره عالم سينماست، از تلويزيون خودمان ديدم ، متعجب شدم . چون اين ها قبلا اجازه پخش نداشت . معتقد بودند که موجب ترويج خشونت مي شود. يک سري ايده هايي را پخش مي کند که براي ما درست نيست . اما الان ميزان خشونت فيلم هاي رزمي بروسلي در برابر فيلم هاي جديد آنچنان فاصله دار است که شايد ديگر خشونت آميز به نظر نيايد. اما حالا مي بينيم فيلم ها وسريال هايي با خشونت بالاتر و رزمي کاري هايي که اکثرا با رايانه هم طراحي شده است پخش مي شود ، مثل اين که در هوا پرواز مي کنند. اين به خاطر آن است که از لحاظ فرهنگي نتوانسته ايم جاي خالي مورد نياز مخاطب را پر کنيم و فرهنگ هاي ديگر اين جاهاي خالي را پر مي کنند . مخاطب صبر نمي کند تا اين فضا توسط ما پر شود . کارهاي فرهنگي و هنري بسيار زمان بر است ونيروهاي تخصصي خيلي حرفه اي با مطالعه مي خواهد ؛ ولي معمولا ما با تجربه وخطا اين کارها را انجام مي دهيم و متاسفانه تا جايي که من ديدم در خود همين راديو و در قسمت هايي ، از نيروها ي تخصصي وحرفه اي برخوردار نيستيم . نه تنها نيروهاي تجربه دار؛ بلکه حتي نيروهاي آکادميک .
• يعني شما نيروي انساني را درجذب مخاطب موثر مي دانيد ؟
زياد . به نظر من کلام برخي گويندگان ، گزارشگران و......و حتي نوع موسيقي که مي شنويم دلالت بر اين دارد که برنامه از يک کادر حرفه اي برخوردار نيست . براي مثال در يک برنامه راديويي يا تلويزيوني وقتي مجري برنامه در حال مصاحبه است بايد اين تجربه را داشته باشد وقت خود را تنظيم کند ولي بارها ديده ايم وشنيده ايم که مجري حرف طرف مقابل را قطع کرده است که حتي اين کار در مواقعي مي تواند توهين آميز باشد يا مثلا مجري مي گويد خانم دکتر يا آقاي دکتربرويم اتاق فرمان وبرگرديم وبعد مي بينيم ومي شنويم که ميان صحبت آنها يک موسيقي که اصلا نيازي به پخش آن نبوده است ، پخش مي کنند؛ در حالي که خود آن گفتگو آن قدر جذاب بوده که بيننده يا شنونده را به خود جذب کند و بعد دوباره برمي گرديم وخانم يا آقاي مجري به مدت يک دقيقه گزارشي از صحبت هاي قبل مي دهد وحال ادامه بحث در حالي که نيازي به اين کار نبوده است. اين يک کار غير حرفه اي است. در گزارشگري هم به همين صورت . شما علاوه بر انتخاب نيروي متخصص در رسانه به ستاره سازي در رسانه نيز اعتقاد داريد ؟
اگر به بهتر شدن برنامه ها کمک کند ، هيچ عيبي ندارد.
• ما راجع به راديو به خصوص راديو جوان صحبت مي کنيم. گوينده ويترين برنامه است . آيا در اين دوازده سال راديو جوان درصدد بوده است که براي خود ستاره سازي کند وآيا اين ستاره ها باعث جذب مخاطب شده اند ؟
روحيه ايراني روحيه اي جذاب ، جالب و متناقض است . ما هم دوست داريم ستاره داشته باشيم وهم وقتي کسي ستاره مي شود مي خواهيم نابودش کنيم .به او حسادت بورزيم ويا فکر کنيم که فلان شخص طبق يک فرآيند زماني منطقي و درست ، ستاره نشده است . ستاره سازي در رسانه ها موقت است و قدرت تحمل ستاره سازي در جامعه ما ضعيف است . در راديو جوان اين اتفاق افتاده است . طبق آمار اين کار از چهارراه جواني با اجراي فاطمه صداقتي شروع شد وبعد ازدل اين برنامه ، برنامه هاي ديگري نيز به وجود آمد . ولي اي کاش ديگر اين برنامه ها تکراري نشوند وهمه يک برنامه را به پيش نبرند . بهتر است هر چيزي را در اوج تمام کنيم تا اين که به تکرار بيفتد ونتوانيم آن را جمع و جور کنيم . بعد ازآن هم برنامه اي مثل روي خط جواني با اجراي فرشيد منافي اين روند را ادامه داد و در اوج تمام شد و مخاطب خوبي هم داشت . ايده اي در جامعه ما وجود دارد که بسيار نا بهنجار است؛ به عنوان مثال مواردي بوده ، چه در راديو وچه در تلويزيون ، که گوينده اي با مسئولي به گفتگو نشسته و اورا چنان تحت فشار قرارداده که مسئول نتوانسته خوب پاسخ دهد . بهتر است مجري بازي را برد- برد بچيند تا برد – باخت . چون هميشه در پس يک بازي برد بايد انتظار يک باخت را نيز داشت واين باخت شايد براي او سرخوردگي هميشگي ايجاد کند .
• آيا فکر نمي کنيد برخي مواقع طرز فکر سردبير يا نويسنده ، مدير يا سياست خود برنامه چنين چيزي را از مجري مي خواهد ؟ وآيا اين در ستاره سازي موثر است ؟
ستاره سازي هميشه به وسيله مخالف خواني خلق نمي شود . مخالفت کردن بسيار راحت است ، ولي تنها مخالفت منطقي، قابل احترام است . اين به شرطي است که تمام راه هاي موافقت ها را طي کرده و به نتيجه نرسيده باشيم . ما غالبا موافقت هايمان احساسي است. نظر من اين است که ابتدا راه هاي موافقت را طي کنيم و بازي برد- برد را درنظر داشته باشيم . اگر نتيجه نگرفتيم به دنبال مخالفت باشيم. من معتقدم که مجريان ما شنوندگان را به آن سمت نبرند که مثلا خانم زهره سادات هاشمي ،گوينده راديو جوان، انتقام ما را از فلان مدير يا مسئول بگيرد .انتقام هيچ مشکلي را حل نمي کند. ما بايد دريک برنامه به حقيقتي برسيم ومجري بايد بتواند يک تعامل مثبتي برقرار کند ؛ حتي اگر سردبير ويا مدير يک برنامه از او بخواهند که مخالفت کند ، اين حق براي مجري وجود دارد که زيرکانه از آن سر باز زند و نفع عامه را درنظربگيرد .
• آيا شما قبول داريد که از گوينده و مجري مي خواهند تا طبق خواسته ها وموازين سردبيرومدير برنامه عمل کند ؟
بله ، درست است. ولي اگر بخواهيم از منظر راديويي نگاه کنيم ،اين مجري است که نقد مي شود.
• آيا شما فکر نمي کنيد که سردبير همه کاره برنامه است و بايد خواسته او مورد پذيرش باشد ؟
بله . ولي در برخي برنامه هاي زنده خود سردبير هم نمي تواند همان لحظه تصميم درستي بگيرد و اين تبحر خود مجري است که برنامه را به نقطه تعادل مي رساند .
• اين تصميم گيري هايي که مثلا دربرنامه زنده توسط سردبير گرفته مي شود روي مخاطب چه اثري دارد ؟
بعد از اتمام يک برنامه ، شنونده مجري را مقصر مي داند ولي خود مجري بنا به مراتب نظام سازماني درست مي گويد که طبق خواسته سردبير عمل کرده است .برخي مواقع در چالش ها سر دبير هم دچار سر در گمي مي شود و تصميم درستي نمي گيرد ومن در اين جا مي گويم که خود مجري بهتر مي تواند مانع يک تصميم اشتباه شود ، روند برنامه را تغيير دهد و نفع سازماني را مدنظرگيرد.
• پس به نظر شما خود مجري نيز اين اجازه رادارد که درلحظات چالشي با منطق واستدلال خود روند برنامه را تغيير دهد ؟
بله ، البته وقتي مجري را به عنوان يک ناظر نگاه مي کنيم همه افراد يعني سردبير، مدير راديو و مدير برنامه و... تلاششان را در خود مجري وتوانايي او متجلي مي بينند. بايد مجري بتواند در مواقع بحراني وگفتگوهاي چالشي به درستي برنامه را مديريت کند .
• پس شما به ستاره سازي معتقد هستيد ولي ما درسانه به اين سمت نرفته ايم ؟
معمولا ما به مجموعه هايمان اعتماد زيادي نمي کنيم ، در صورتي که اين بي اعتمادي درست نيست . بسياري از مجريان هستند به محض اين که ستاره مي شوند از اين جا گريز پيدا مي کنند وبه جاهاي ديگر مي روند. به خاطر در آمد بيشتر يا اينکه نمي توانند در چارچوب نظام سازماني رسانه کار کنند . وارد فضاهاي ديگري مي شوند که براي خود راديو قابل قبول نيست .
• فکرمي کنيد چقدر توانسته ايم از ظرفيت هايي که داشته ايم به درستي استفاده کنيم ؟
با توجه به شناختي که از نيروهاي راديو دارم ، ما هنوز نتواستيم از نصف ظرفيت آنها بهره کامل ببريم . متاسفانه بيشتر افرادي که وارد حيطه هاي سازماني مي شوند بنابه به سفارش آمده اند و تعداد بسياري از افراد در همين راديو وجود دارند که در جاي خود شان قرار نگرفته اند تا از آنها استفاده مطلوب شود؛چه درحوزه سر دبيري و چه در حوزه هاي ديگر. متاسفانه شناخت مديران ما از نيروهاي انساني موجود بسيار اندک است يا سوگيري دارد . از تعداد زيادي از افراد در حوزه خودشان ، چه در حوزه سردبيري و چه درحوزه نويسندگي و مانند اينها ،استفاده نمي شود. شناخت مديران ما از نيروي انساني يا کم است يا اگر وجود دارد بعضي از خصلت هاي شخصيتي آنها باعث مي شود که آرمآنهاي سازماني را فداي آرمآنهاي شخصي خود کنند . اگر ما به منافع ملي کشورمان فکر کنيم و سازمان وآرما ن هايش را در جهت منافع ملي کشور ببينيم ،بايد ازهر نيرويي که بتواند به تقويت و رشد منافع ملي ما کمک کند ، استفاد کنيم . ولي ما معمولا گزينشي ، گاه غير اخلاقي و يا غيراحترام آميز با نيروهاي خود برخورد مي کنيم . اين باعث مي شود که دلدادگي آنها به راديو کم شود و يا در جايي کارکنند که متعلق به آن نيستند .من فکر مي کنم که يا از افراد شناخت خوبي نداريم و يا اگر هم داريم اميال شخصي خودمان را به منافع ملي کشور ترجيح مي دهيم که اين به ضرر ماست .
• در پاسخ هاي شما نکته اي حائز اهميت است وآن اين است که اگر مخاطب احساس کند که گوينده يا مجري سوال او را طرح مي کند و از حق او در مقابل يک مسئول دفاع مي کند به رسانه اعتماد پيدا مي کند و همين يکي از راه هاي جذب مخاطب است . به نظر شما راه هاي اعتمادسازي مخاطب به رسانه کدام است؟
يکي از آنها همين است که شما گفتيد . به نظر من تاکتيکي که ما براي اين کار استفاده مي کنيم ، دچار ضعف است .
• خود شما چقدر به اعتمادسازي اعتقاد داريد ؟
ا گر اعتمادسازي نباشد، ما اصلا نمي توانيم مخاطب جذب کنيم .
• يعني اعتماد سازي پيش زمينه جذب مخاطب است ؟
حتما همين طور است . نکته اي که شما فرموديد نکته کاملا درستي است . من مي گويم که ما در اجراي اين شيوه ها دچار خطا مي شويم ، يعني ما به عنوان رسانه ملي نماينده فرهنگ ايراني هستيم که پشت تريبون قرار گرفته ايم . گوينده و يا مجري تماميت راديوست . بنابراين انتظار دارم که به عنوان مثال اگر همين راديو جوان را در ژاپن بشنوم هنگامي که زهره سادات هاشمي ،گوينده راديو جوان ، با آقاي x و يا خانم y مصاحبه مي کند ، در پاسخي که آن مهمان به او مي دهد ، بگويد که در گفتار خانم هاشمي من فرهنگ ايراني را حس کردم و دريافتم .
• ولي ما براي يک ژاپني برنامه سازي نمي کنيم. ما براي مخاطب ايراني برنامه سازي مي کنيم . . راديو فقط در اجراي گوينده و مجري خلاصه نمي شود . به خانم فاطمه صداقتي در چهار راه جواني متن و محتوا مي دادند و او فقط اين متن و محتوا را شکل مي داد . مي خواهم بگويم که براي اعتماد سازي تنها روي مجري متمرکز نشويم . ما نبايد تماميت راديو را در مجري برنامه قرار دهيم . فاطمه صداقتي در برنامه چهار راه جواني و يا در جواني آزاد ، حرف سر دبير وانديشه مدير گروه را منتقل مي کند .
بخشي از نکته اي که شما مي گوييد درست است.ما براي ژاپني ها برنامه نمي سازيم ، اما يک ايراني که در ژاپن زندگي مي کند نيز مخاطب بالقوه ماست. من راديويي را گوش مي کنم که حرف مرا بزند و آرمان هاي من را تصوير کند . من مي گويم تصويرسازي و صحبت کردن از اين خواست ها و آرمان ها ؛ و ناکامي ها و کاميابي ها بايد با يک نگاه منطقي باشد تا بتواند منطق جستجو را در ما شکل بدهد . بعضي ازاتفاقات رخ داده فاقد منطق و ضد منطق گفتگوست.
• چقدرمصلحت ها را بايد در برنامه سازي در نظر گرفت؟ شما در جذب مخاطب چگونه ميان مصلحت هاي نظام و رسانه و نيازوميل مخاطب تعادل ايجاد مي کنيد ؟
من همه اين ها را با يک معيار بزرگ تريعني با عنوان منافع ملي مي سنجم . ما بايد در راديو منافع ملي مان را تعريف کنيم و آن را از اين حالت کلي گويي درآوريم . مثلا به اين پرسش ،پاسخ قانع کننده دهيم که منافع ملي در راديو جوان چه قرائتي پيدا مي کند ؟ ما حدود 20 ميليون و شايد بيشتر جوان داريم و بايد پاسخگوي نيازهاي آنها باشيم . ما ادعا کرده ايم که شنيده مي شويد. جوان ها نيازها ، خواست ها و خصوصيات روان شناختي خاص خود را دارند . به نظر من بايد همه اين ها را در ظرف منافع ملي کشورمان بريزيم . من در يکي از برنامه راديوي خودمان شنيدم که گزارشگري ازجواني پرسيد که چرا سرچها رراه ها مي ايستي ؟ و آن جوان پاسخ داد : پس کجا بايستيم ، تفريحي داريم ؟ وقتي اينجا مي ايستيم يا شما به ما ايراد مي گيريد يا پليس .پخش چنين گفتگويي از يک رسانه عمومي دامن زدن به نا اميدي و بر خلاف رسالت رسانه هاست .من معتقدم که پليس مثل همه نهاد هاي ديگر يک نهاد رسمي است . نبايد قدرت و اتوريته پليس را زير سوال برد . فرض کنيد که پليس يک جا به اشتباه از ما ايراد بگيرد ، ولي خيلي از مواقع درست عمل مي کند. پليس به اراذل واوباش ايراد مي گيرد و درصدد است که فضاي امنيتي رابراي ما شکل دهد .بنابراين اگر با پخش چنين گزارشي اقتدارپليس را در کشور زيرسؤال ببريم به منافع ملي کشورمان آسيب رسانده ايم . پس معيار ما منافع ملي کشور است نه منافع فردي .البته براي پاسداري از منافع افراد نيز بايد مکانيسم هايي را طراحي کنند که حق آنها نيز حفظ شود.
• مخاطبي ديروز با من تماس گرفت و گفت که مي توانيد دربرنامه هايتان اين فرصت را به ما بدهيد که از نيروي انتظامي انتقاد کنيم . من از او پرسيدم مگر چه اتفاقي افتاده است؟ گفت: ماشيني که خود آنها پلاک گذاري کرده اند را ديشب تا ساعت يک نصف شب در خيابان محسني نگه داشته اند به خاطر اين که شيشه عقب ماشين دودي است ، کارت ماشين وموبايلم را گرفته اند که بررسي کنند . يک مخاطب در يک گزارش مي گويد که پليس به ما ايراد مي گيرد و يک مخاطب تماس مي گيرد که چرا يک پليس اين گونه به من ايراد مي گيرد .آن پليس اخلاقي مد نظرش است واين پليس راهنمايي ورانندگي .تا چه اندازه اي بايستي واقعيت هاي جامعه را بگوييم آيا به صرف اين که ابهت شکسته نشود ما حق حرف زدن نداريم ؟ آيا ما نبايد خودمان را جاي مخاطب قرار دهيم ؟
خود ما نيزدر خانواده جوان داريم . مخاطب ما هم سيستاني وبلوچستاني است وهم خراساني و هم بختياري و... به نظر شما چند جوان وجود دارد که مشکل زندگي آنها دودي بودن شيشه ماشينشان است . حالا فرض مي کنيم که پليس هم دراينجا اشتباه کرده باشد - البته جامعه پليس اشتباه نکرده است- منتهي انتقادي که ما دربرنامه مي کنيم بايد خيلي ظريف باشد و اينجا است که اگر حرفه اي باشيم ، مي توانيم اين موضوع را بررسي کنيم تا منجر به اصلاح و نه خدشه دارکردن اقتدار پليس شود .اگرحتي در روابط بين فردي طوري انتقاد کنيم که شخصيت طرف مقابل را زير سوال ببريم ، به طورحتم منجر به اصلاح فرد نمي شود. اگر اين رويکرد واين توانمندي را داشته باشيم که با بيان وشيوه اي خاص طرف مقابل را آماده پذيرش انتقاد کنيم وبعد با روشي درست از او انتقاد کنيم ، هم موفق خواهيم بود و هم اين به نفع همه است .
• ولي اين را بايد به خاطر داشته باشيم که در بسياري از موضوعاتي که مي خواهيم خط قرمزها را رعايت کنيم مورد سرزنش و عتاب مردم قرار گرفته ايم . مثلا جوان پائين شهري که ليسانس گرفته است ، بيکار است و به دنبال کار مي گردد به ما انتقاد مي کند . شما چقدر پيام هاي کوتاه و تلفن هاي يک برنامه را نمود عيني آن برنامه مي دانيد؟
يکي از عوامل مهم مي تواند باشد . جوان بيکار جنوب شهري حق دارد که اعتراض داشته باشد ، چون مانند اين جوان را ما زياد در جامعه داريم ولي آن جوانهاي بالاي شهر با ماشين 50 ميليوني شيشه دودي محدود هستند . گرچه حق او نيز بايد حفظ شود . ما بايد صداي او را با صداي ديگران موافق و مخالف بشنويم .
• بيشتر مسايلي که ما مطرح مي کنيم دغدغه عمده مردم است . به فرض اگر گوينده اي در برنامه هاي چالشي وگفتگوهايي که با مسئولان در مورد مشکلات ودغدغه هاي مخاطب دارد ،موضع مي گيرد به اين دليل است که نمي خواهد اجازه توجيه کردن رابه مسئولان بدهد . آيا احساس نمي کنيد خيلي از مخاطبان رويه و رويکرد هاي اينچنيني را نمي پذيرند؟
قرار نيست مسئولاني که به راديو دعوت مي کنيم راديو را محلي براي توجيه کارها وخطاهايشان ببينند. منتها نحوه برخورد گوينده و مجري براي من ملاک است . ما بايد رويکردي حرفه اي و با ملاطفت داشته باشيم . بسترسازي گوينده آن چنان بايد حرفه اي باشد که به طرف مقابل اين را بقبولاند که شما اينجا آمده ايد که بازي برد - بردي را داشته باشيم و به نفع منافع ملي کشورمان با هم حرف بزنيم . بنابراين مي توانيم مطرح کنيم که قرار نيست شما اينجا به خاطر خطايي که کرده ايد بازخواست شويد.توجه کنيد که ما حتي از خطاهاي شما هم استقبال مي کنيم و اين افتخار را داريم که شما به عنوان يکي ازمسئولان کشور، کاري سخت را انجام داده ايد و در کنارش خطاهايي هم داشته ايد . اگر بخواهيم همه چيز را فراموش کنيم و خطاهاي شخصي را برجسته کنيم و او را مورد سرزنش و عتاب قرار دهيم ، چندان صورت خوشي ندارد و نتيجه اي نيز نخواهيم داشت . من از جمله اي که مبناي فلسفه گاندي است استفاده مي کنم و مي گويم اگر کسي را شکست داديد هميشه بايد منتظر باشيد که شما را شکست بدهد و آن شکست را جبران کند . هدف در اينجا مچ گيري نيست . به نظر من ، اين در يد قدرت يک مجري حرفه اي است .
• ابزارهاي نياز سنجي مخاطبان چيست ؟ اين که مخاطب به چه چيزي نياز دارد . تلفن ها و پيام هاي کوتاهي که به برنامه مي زنند ، يا آمار مرکز تحقيقات سازمان ؟آيا ما بايد به دنبال شيوه هاي ديگر باشيم ؟
قبل از اين که پاسخ سوال شما را بدهم ، دو نکته را بررسي مي کنيم : اول آن که در دسته بندي اين نيازها بايد اين موضوع مد نظر ما باشد که بعضي از اين نيازها جنبه جهاني دارند. هم اکنون همه جوان ها ي ما با اينترنت و رسانه هاي جهاني در ارتباط هستند. پس ما بايد الفباي رسانه هاي جهاني را لحاظ کنيم که علاوه بر اين که پيام محلي را ارائه مي دهيم پيام جهاني و بين المللي را نيز ارائه دهيم . اغلب راديوهاي ما در سايت هاي اينترنتي وجود دارند و در همه جهان دريافت مي شوند . بنابراين جوان ايراني که در امريکا ، کانادا ، سوئد و ژاپن است در آن فضا بايد بتواند فضاي ما را درک کند . اگر شما در هر جايي ، پيام راديوي BBC فارسي را، چه سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و انديشه اي خوب درک و با آن ارتباط برقرار مي کنيد . پس ما براي ژاپني ها برنامه نمي سازيم ، براي جوان ايراني برنامه مي سازيم که ممکن است در ژاپن زندگي کند. دوم آن که مخاطب ما مخاطب توده اي است . به هر جهت ما لايه هاي مختلفي ازمخاطبان را در کشورمان داريم . بنا به تحقيقي از آقاي دکتر آزاد ارمکي و تحليلي که داشتند در مورد اين که براي ايراني ها چه چيزهايي مهم است ؟ ده مورد را ذکر کرده اند که من دو مورد آن را به خاطر دارم . اولي خانواده و دومي دين است . به نظر من بايد برنامه هاي اعتقادي که ساخته مي شود حداقل طوري نباشد که درجهت ضديت با آنها باشد . به هرجهت فرهنگ و نظام ما ،فرهنگ و نظام ديني است و مردم به طور نسبي انتظاراتي داشته و دارند که بعضي از آنها برآورده شده و بعضي از آنها هم برآورده نشده است . يعني ممکن است قشري از جامعه ما از اين کارها خوششان بيايد،ولي قشرعظيمي که سرمايه هاي اصلي ما هستند ، ناراضي باشند و بعد اتفاقي بيفتد که اين ها از ما دست بردارند . به هر جهت جامعه ما بايد اين را در نظر بگيرد . درمورد پرسشي که فرموديد الان مرکزتحقيقات سازمان وجود دارد . تلفن ها کمتر شده و پيام هاي کوتاه جايش را گرفته است. و جامعه شناسان و متخصصان علوم ارتباطي معتقدند که پديده پيامک رخداد نويني در حوزه ارتباطي و رسانه است. چرا که در گذشته فرض کنيد مثلا در مورد برنامه صبح جمعه با شما ، بعد از يک ماه يک کاميون نامه مي آمد و بايد اين نامه ها را دسته بندي مي کردند ، مي خواندند و بررسي مي کردند . اما شما در عرض يک ساعت مي توانيد صد ها هزار پيامک دريافت کنيد. به نظرمن با توجه به تجربه اي که در سازمان داشته ام ، چون در دهه سومي است که در سازمان کار مي کنم ، مي توانم بگويم متاسفانه در برنامه سازي هاي راديويي تقريبا هيچکدام اين ها مبنا نيست . استنباط شخصي ودرک شهودي سردبير و احيانا مدير مبناي عمل است ، يعني دغدغه فردي من است که تبديل به يک دغدغه اجتماعي مي شود ...
• مثل...
دغدغه هاي ديني ، اجتماعي ، خانوادگي و يا تجربه تلخي که برنامه سازداشته اين ها را شکل مي دهد و بعد به عنوان دغدغه عمومي براساس آنها برنامه سازي مي کند . مثلا کسي که در حوزه هنر است ؛ کسي که علوم اجتماعي و يا روان شناسي خوانده است ، همآنها کم کم در برنامه اش تجلي پيدا مي کند و به عنوان يک موضوع اصلي مطرح مي شود.
شايد هنوز اين ظرفيت را پيدا نکرده ايم که دغدغه هاي فردي مان را با نيازهاي کلان اجتماعي پيوند بزنيم و پشتوانه آن هم کارهاي پژوهشي ، پيام هاي کوتاه وسنجش هاي مرکز تحقيقات سازمان باشد .
به نظرمن نظرسنجي هاي مرکز تحقيقات ، تلفن ها، پيام هاي کوتاه ، نامه ها و ايميل ها ، هميشه بعد از برنامه سازي مورد نظر قرار مي گيرد. اينها کمتر مبناي برنامه سازي ها است . اصلش همان درک شهودي سردبيرومدير است .
• شما مدير طرح و تامين برنامه يک راديو هستيد . چقدر ميزان استقبال از برنامه در ميان مخاطبان ، در دادن برنامه به برنامه ساز شما تاثير گذار است ؟ يعني شما وقتي مي خواهيد مثلا برنامه اي را تمام کنيد و برنامه جديدي را طراحي کنيد چقدر اقبال عمومي و تاثير گذاري آن در جامعه و مخاطب براي شما اهميت دارد که دوباره به برنامه ساز برنامه بدهيد و يا ندهيد ؟
معمولا همان است که شما مي گوييد. ما بر اساس يک ايده فردي برنامه اي مي سازيم و اين برنامه ممکن است موفق باشد که از طريق پيامک ها و مراکز نظر سنجي و نامه هايي که دريافت مي کنيم بازخورد آن را داريم . بعد که مي خواهيم برنامه اي را جايگزين کنيم ، تقريبا برنامه اي شبيه همان برنامه را جايگزين مي کنيم .
ما قبلا برنامه اي داشته ايم به نام جواني آزاد ، همان عوامل بنا به تصميماتي که در راديو و يا در کل سازمان گرفته شد ، برنامه اي را در ادامه همان برنامه به نام آلاچيق گذاشتند .
• البته آيتم هاي آلاچيق فرق مي کرد . در جواني آزاد ، روي خط جواني ، چهار راه جواني و جواني به وقت فردا ، تقريبا فرم و محتواي شبيه هم بودند . ولي آلاچيق يک چرخش 180 درجه اي در اين زمينه داشت .
اين برمي گردد به فرم مديريت آن 4 برنامه و اما اين که چرا شبيه به هم بودند به اين دليل است که با يک تجربه و ديد شهودي برنامه اي ساخته شد و با استقبال روبرو شد و بعد به اين نتيجه رسيدند که برنامه ديگري با همين فرم و محتوا بسازيم . اما خلاقيت هاي ما در همان رده مدام خرج مي شد تا به بن بست برسد . راديو جوان درچند سال اخير واقعا در جاهايي بود که به بن بست رسيد؛ چه در حوزه هاي پيام رساني و چه در حوزه چيزي که به نام انتقاد داشتيم . با فشارهايي که از درون و بيرون سازمان بود ، راديو جوان مجبور بود که خودش را تغييربدهد. به نظر من اين ضرورتي که احساس شده بايد در راديو جوان ايجاد شود و بر اساس تجربه آن 4 برنامه به اين نتيجه رسيدند که اگر بخواهند آن کار را ارائه بدهند ، پس لزومي در تغيير مديريت نبوده است. در عين حال آلاچيق فرزند آن برنامه ها بود ؛ اما کوچک تر و محدودتر.
• فکر نمي کنيد اين سياست ها ريزش مخاطب زيادي داشته است ؟
تغييرات معمولا اين ريزش ها را دارد .
• ميزان ريسک پذيري ما چقدر بايد باشد ؟
ريسک پذيري ما بايد به اندازه اي باشد که در جهت منافع ملي کشورمان باشد .
چقدر ميل و نياز مخاطب را مي توان با مصلحت ها در هم آميزيم و برنامه اي را تهيه کنيم که هم خوشايند نظام باشد و هم جذاب براي مخاطب . اگر بخواهيم حساب کنيم فشار اقتصادي بر روي مردم خيلي زياد است . وضعيت سياسي به هم ريخته و تعارضات خيلي زياد است. اما به راديو جوان گفته مي شود که بگوييد همه چيز گل و بلبل است . چه طور مي شود اين کار را انجام داد و مخاطب را حفظ و جذب کرد ؟
من قبل از پاسخ به سوال شما اين ايده را دارم که بايد درک کنيم که در چه کشوري زندگي مي کنيم و موضع جهاني ما چيست ؟ وقتي اين مسائل را تشريح کنيم خيلي از اين چيزها براي ما طبيعي مي شود و مي توانيم براي آنها برنامه ريزي کنيم . ايران از نظرموقعيت ژئوپولتيکي در جايگاهي واقع شده است که هميشه در معرض تهاجم هاي نظامي، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي بوده است . فکر نکنيد که مختص الان است . از زمان کوروش کبيرتا کنون هميشه اين اتفاقات را داشته ايم . ثبات اجتماعي در جامعه معمولا لرزان و نسبي بوده است . اما ايران آنچنان فرهنگ قوي و غني داشته است که توانسته به عنوان يکي از ملت هاي قديمي موجوديت خودش را حفظ کند . مثلا ما الان به زباني صحبت مي کنيم که ريشه اي سه هزار ساله دارد. اما در پاسخ به سوال شما ، من واقعا هنوز درک درستي از جمع کردن ميل ، نياز و مصلحت ندارم . واقعا نمي دانم که اين اتفاق مي تواند بيفتد يا نه . به صورت تئوري خيلي خوانده ايم و شنيده ايم . نمي دانم که آيا مخاطبان را گاه مانند کودک مي توانيم فريب دهيم . آن چيزي که نيازش است مثلا ويتامين تلخ را با يک ماده شيرين ترکيب کنيم و به او بدهيم .در اين صورت به نظر من کمي کودکانه به قضيه نگاه کرده ايم . مي توانيم برنامه هايي بسازيم به مصلحت مخاطب و به آنها بگوييم که اين برنامه ، برنامه آموزشي است منتها با تکنيک هاي هنري مؤثر و يا برنامه اي است با جنبه سرگرمي . من واقعا نمي دانم که چند برنامه ساخته شده و با هدفمندي توانسته است ميل ، نياز و مصلحت مخاطب را در آن جمع کند .
• راديو جوان چقدر توانسته است با جوانها تعامل داشته باشد؟
اين ها همه يک فراز و فرودهايي داشته است . در دوره هايي جهش داشته است و توانسته است از ادبيات خوبي استفاده کند .ما برنامه هايي داشته ايم مثل زمزمه رويش و يا سايه سرو ، مثل باران ، سلام چند لحظه و ... برنامه هاي مؤفقي بوده اند که توانسته اند ، موضوعات انديشه اي و ديني را خوب بيان کند . در جاهايي نيز موفق نبوده ايم . مثلا ما هنوز در ويژه برنامه هاي مناسبتي مذهبي ، نه تنها در راديو جوان بلکه در صدا و سيما مشکل داريم . در دوره هايي اوج داشته ايم و در دوره هايي فرود . ان شاء الله طرح هايي داريم که در آن به سمت طرح موضوعاتي برويم که در حد و شان جوان ايراني باشد .جوان ايراني نشان داده که با استعداد و شايسته است و شايسته برنامه هاي عميق تر و والاتر.
• جوان امروز ما به دنبال پاسخ چراها، به ويژه در حوزه مذهب است. چه کار بايد کرد در عين حال که مخاطبان جوان را جذب مي کنيم به چراهاي آنها پاسخ دهيم؟
درست مي فرماييد . اما حوزه انديشه ما هنوز نتوانسته است ادبياتي را که در خور جوانان ماست خلق کند .معمولا رسانه ها مصرف کننده هستند . يعني ما مصرف کننده توليدات فکري حوزه هاي ديني و دانشگاهي هستيم .رسانه جايي ندارد که اساتيد مختلف را تربيت کند تا براي ما انديشه ديني با ادبيات خاص جوانان توليد کند .اين اتفاق در جاي ديگري بايد بيفتد. اين ضعف مربوط به خارج از صدا وسيما بوده است که ادبيات ديني که مختص جوانان باشد ، کمتر توليد شده است . انديشمندان ديني ما در زمينه هاي مختلف کمتر کار کرده اند . در کشورهاي مختلف قضيه را نگاه کنيد و يا در کتاب هايشان ببينيد . مثلا کتاب هايي با عنوان رمان براي جوانان ، علم به زبان ساده براي جوانان و حتي فلسفهبراي کودکان نوشته شده است . ما مي گوييم فلسفه ، انديشه اي انتزاعي و در حد کسي است که رشد عقلي مناسبي داشته باشد . آنها به اين فکر کرده اند که در حوزه فلسفه هم براي يک کودک طوري کتاب بنويسند که ذهنش، پرسشگر و خلاق بار بيايد . ما متاسفانه نبايد ضعفمان را با اين حرف ها جبران کنيم . چون ما مصرف کننده اين انديشه ها هستيم و در حوزه بيروني دچار ضعف اساسي هستيم . در عين حال ديده ام که آقاي دکتر خجسته، معاون محترم صدا ، و آقاي دکتراحمدي افزادي ، مدير راديو جوان ، تاکيد دارند که سوالات مخاطبان را پاسخگو باشيم . مطمئنا جوان خلاق ، جواب سوال خود را از جايي ديگر مي يابد که ممکن است که اين پاسخ ، پاسخي نا به جا باشد . البته اين را هم بگويم که پاسخي که مي دهيم پاسخ نهايي نيست . ما عقل کل نيستيم حتي دچار خطاهايي نيز هستيم . من هميشه اين را براي خودم در نظر مي گيرم که مخاطبان ما عقل شان ، ايمان شان و شعورشان از ما بيشتر است . ما يک واسطه هستيم که انديشه اي را که در جاي ديگري توليد شده است با تمهيدات رسانه اي به مخاطبان انتقال مي دهيم .
• راديو جوان از تبليغات براي آن که بتواند جذب مخاطب کند و در ميان جوانان حضور خوب و پررنگي داشته باشد، چقدر استفاده کرده است ؟
تبليغات براي خود راديو ؟
• بله
نظرمن راديو جوان به خوبي از عهده اين کار برآمده است. يعني از تکنيک هاي هنري خوبي براي عرضه خود ش استفاده کرده است و من اين کار را در راديو هاي ديگر کمتر مي بينم .
• تا چه اندازه معتقديد که ما بايد از شبکه هاي سيما و مطبوعات براي تبليغ خودمان استفاده کنيم؟ همچنين حضور رو دررو در ميان مردم ؟
بايد از اين ظرفيت ها استفاده و براي آن برنامه ريزي کنيم. البته براي اين کار در راديو جوان برنامه ريزي شده است که راديو جوان در کليه استان ها برنامه هايي داشته باشد و صداي جوانان آن استان را پخش کند .
• با چه هدفي ؟
هدف اصلي آن است که مرکز زدايي شود و ديگر اين که جوان هاي ايراني مطمئن باشند که صداي آنها در هر جايي از ايران که باشند ، شنيده مي شود .